X
تبلیغات
بسم الله رنجبر - مناسبات افغانستان با کشورهای حوزه قفقاز1991-2009)

بسم الله رنجبر

سیاسی تحلیلی حقوقی

مناسبات افغانستان با کشورهای حوزه قفقاز1991-2009)

                                                                                    توسط :بسم الله رنجبر

اکادمی علوم افغانستان

معاونت علوم بشری

مرکزعلوم اجتماعی

انستیتوت حقوق وعلوم سیاسی

 مناسبات افغانستان با کشورهای حوزه قفقاز

  ( ۱۹۹۱-2009)

 استاد رهنما :- محقق بخت محمد "بختیار"

مولف  :- نامزد معاون محقق بسم الله "رنجبر"

 بسم الله الرحمن الرحیم

بنام خداوند بخشنده ومهربان

 مقدمه

قفقاز نقطه اتصال آسیا واروپا وهمچنان محل تلاقی تمدنهای بزرگ جهان،یکی از مناطق ژئوپولیتیک وژئو اکونومیک جهان میباشد . قفقاز بدو ناحیه قفقاز جنوبی وقفقاز شمالی تقسیم شده است .

قفقاز جنوبی شامل جمهوری های آذربایجان ، گرجستان وارمنستان می باشد که پس از فروپاشی شوروی سابق اعلام استقلال نموده  وبه عنوان کشورهای مستقل در جغرافیای سیاسی جهان عرض وجود نمودند .

افغانستان درجنوب غرب آسیا موقعیت داشته و همانند کشورهای حوزه قفقاز دارای موقعیت ژئوپولیتیک  وژئو اکونومیک میباشد، این کشور درطول تاریخ  به مثابه یک  شاهراه خصوصا درعرصه تجارت از اهمیت بسیارخوبی برخوردار بوده، آسیای مرکزی را با آسیای جنوبی وصل مینماید .

 با وجودی که دایره مناسبات کشورهای قفقاز جنوبی با افغانستان درطی سالهای اخیر در حال گسترش است اما متأ سفانه بنابر دلایل متعددی در باره معرفی این کشورها ومناسبات آنها با افغانستان تا هنوز اثر تحقیقی  وجود نداشت .

امیدوارم که برای رفع این نقیصه  رساله حاضر آغازی خوبی باشد برای تحقیقات بعدی دراین زمینه .

رساله حاضر تحت عنوان مناسبات افغانستان وکشورهای حوزه قفقاز در چهار فصل جداگانه به گونه ذیل گنجانیده شده است :-

1-  فصل اول آن مروری به گذشته موضوع میباشد وچشم انداز کلی از  مناسبات این کشورها با افغانستان در گذشته های دور است .

2- فصل دوم این رساله را معرفی جمهوری آذربایجان ومناسبات آن با افغانستان تشکیل میدهد.

3-  فصل سوم این رساله به معرفی جمهوری گرجستان ومناسبات آن با افغانستان اختصاص یافته است .

4- فصل چهارم آن در برگیرنده  معرفی جمهوری ارمنستان ومناسبات آن با افغانستان است.

دراخیر رساله تحقیقی حاضر با یک نتیجه گیری وپیشنهادات به پایان میرسد .

با توجه به اینکه کشورهای حوزه قفقاز طی سالهای اخیر خصوصا پس از حادثه یازدهم سپتامبر سال 2001 م مناسبات دیپلماتیک  را با افغانستان جدیدا آغاز نموده است وهمچنان بدلیل قلت منابع ومأ خذ دراین زمینه ، بدون شک رساله حاضر بدون خلا ء ونواقص نبوده بل نواقصی درآن مشاهده خواهد شد که امیدوارم با انتقاد سالم وپیشنهادات سازنده دانشمندان ومحققین گرامی کشورعزیزما افغانستان ، دررساله های بعدی بتوانم این نواقص وکاستی هارا رفع نمایم .

با وجود تمام کاستی های که این رساله دارد، نه تنها برای شخص نویسنده بلکه برای سایر محققین وقلم بدستان کشور آغازخوبی بوده ومنبعی باشد درزمینه تحقیق درباره کشورهای حوزه قفقاز ومناسبات کشورهای مذکور با افغانستان .   

در اخیر از تمامی کسانی که درگرد آوری مطالب این رساله بنده را  صمیمانه همکاری نموده اند خصوصا از استاد محترم محقق بخت محمد بختیار که در تحقیق این پروژه همکاری بی شا ئبه ای نموده اند که بدون شک بدون همکاری ایشان قادر به تکمیل آن نمیشدم ،صمیمانه تشکر می نمایم واز بارگاه خداوند منان موفقیت ،بهروزی وصحتمندی برایشان استدعا می نمایم  .

 فصل اول

مروری به گذشته موضوع

 قفقاز منطقه کوهستانی  است ودرجنوب غربی روسیه موقعیت دارد که از جانب شرق توسط دریای خزر ،ازجانب غرب توسط دریای سیاه وآزوف ،ازجانب شمال توسط اراضی پست کوما – مانیچ ،ازجانب جنوب توسط ایران وازطرف جنوب غربی توسط کشورترکیه احاطه شده است .

قفقا ز دارای 4400 کیلومتر مربع مساحت بوده وتوسط رشته کوهای قفقازبزرگ (کوهای آب پخشان )به دوناحیه بنامهای قفقاز شمالی وقفقاز جنوبی تقسیم میگردد .

قفقازجنوبی را ماوراء قفقاز نیز میگویند که دربرگیرنده کشورهای آذربایجان ،گرجستان وارمنستان میباشد .

قفقاز منطقه اکثرا کوهستانی بوده ودارای موقعیت ژیوپولیتیک میباشدو قفقاز منطقه اتصال اروپا وآسیا ومحل تلاقی تمدن های بزرگ،یکی از مناطق مهم ژئوپولیتیکی وژئواکونومیکی جهان به شمارمیرود .همچنین یکی از مناطق فرعی شکل دهنده منطقه استراتیژیک اورآسیای مرکزی است که نقش اساسی درمعادلات کلا ن نظام بین المللی دارد .

قفقاز به دلیل وجود ذخایر قابل توجه انرژی به منطقه  استراتژیک ومورد توجه قدرتهای منطقه ای وفرامنطقه ای تبدیل شده است.

موقعیت این منطقه باعث شده است که درطول تاریخ امپراطوران،کشورگشایان بزرگ وکشورهای نیرومند جهان چشم طمع به این منطقه دوخته وباربار به این منطقه لشکرکشی نمایند وهنوزهم تاخت وتاز قدرتهای بزرگ دراین ناحیه ادامه دارد وبیشتر از هرکشوردیگر دوکشوربزرگ ونیرومند امروز که عبارت از ایالات متحده امریکا وروسیه میباشند این منطقه را تبدیل به میدان رقابت یکدیگر نموده اند وهریک سعی وتلاش دارد تا دیگری را از این منطقه بیرون نماید .

روسیه درصدد تثبیت موقعیت سیاسی ،اقتصادی ونظامی گذشته خویش  که تقریبا درمدت یک قرن داشت میباشد وازجانب دیگر ایالات متحده امریکا برای توسعه نفوذ وکسب منافع خویش درحال سرمایه گذاری هنگفتی درمنطقه قفقاز است  وپس از حادثه یازدهم سپتامبرسال 2001م ،تحت نام مبارزه با تروریزم حضورسیاسی ونظامی خودرا درآنجا قوت بخشیده است.

 علاوه بر دوقدرت هسته ای جهان که از آنها فوقا نام بردیم ،کشورهای دیگری چون اتحادیه اروپا ،ترکیه واسرائیل به منظور نفوذ سیاسی واقتصادی خویش وارد منطقه  قفقاز شده اند .

همچنان موجودیت عوامل درونی همانند معادلات انرژی ،بحران ها ومنازعات قومی ،تحولات سیاسی واجتماعی کشورهای منطقه درمسیر دولت سازی وبی ثباتی اقتصادی درحال گذاربه اقتصاد بازار، زمینه را برای رقابتهای شدید منطقه ای وجهانی مساعد نموده است .

از آنجایی که امیدواری برای حل مناقشه قره باغ کوهی درآینده های نزدیک وجودندارد وموجودیت مشکلات عدیده ای دیگری که  ازآنها متذکر شدیم ،میتوان انتظار داشت که منطقه مذکورعرصه رقابت قدرتهای بزرگ باقی خواهد ماند .

وجودمرزهای جغرافیایی مشترک ،منطقه قفقا زرا یکی از مؤلفه های مهم محیط امنیتی ایران کرده است .این منطقه که درقرون گذشته تحت سیطره ایران بوده ،اینک محیط امنیتی ایران را با مرزهای دریایی وزمینی مشترک به شدت متأثر کرده است .

با توجه به اهمیتی که منطقه قفقاز خصوصا قفقاز جنوبی برای قدرتهای بزرگ ونیز منطقه دارد وازآنجایی که قفقاز منطقه پیوند میان اتحادیه اروپا ،امریکا ،ناتو وترکیه برخزر وآسیای مرکزی است ،لذا تحقیق درباره این منطقه بسیار مهم وضروری است .

از آنجایی که کشورهای حوزه قفقاز قبل از سال 1991 م  استقلال سیاسی نداشتند واز جمله مستعمره های شوروی سابق محسوب می شدند ، سیاست خارجی این کشورها نیز توسط  شوروی سابق کنترول شده وتنها شوروی سابق میتوانست که روابط  خارجی را با کشورهای دیگر جهان ، بر قرار کند وافغانستان با این کشورها روابطی نداشت که ما آنرا یاد آورشویم اما از لحاظ تاریخی افغانستان با قفقاز مشترکات زیادی داشته است .

افغانستان نه تنها با منطقه قفقاز بلکه با کشورهای چون ایران وآسیای میانه نیز در طول تا ریخ علا یق مذهبی ،فرهنگی و زبانی داشته ا ست ومدتهای مدیدی به مثابه قلمرو واحدی اداره می شدند.

راه ابریشم که 11000 کیلو متر طول داشت افغا نستان ، آسیای مرکزی ، قفقا ز وایران را به هم وصل می نمود .زائران ، سیاحان ، هنر مندان، صنعتگران ،دانشمندان ، مبلغان مسیحی ، نقاشان ومعماران توسط راه مذکور تبادل افکار می نمودند وافغانستان نقش قابل ملاحظه ای دراین بزرگ راه ارتبا طی داشت .

دراثر  رقابت بین یفتلی ها وساسانیان در اواخر قرن ششم میلا دی را ه ابریشم از رونق افتاد وسبب منزوی شدن افغانستان وچین شد وبا بسته شدن این راه ارتباطی به کشورهای ایران ،افغانستان ،کشورهای آسیای میانه وقفقاز خسارات زیادی وارد شد وارتباط شان قطع شد.

لازم به تذکر است که کشورهای فوق الذکر درعصر هخامنشی ها ،پارتها (طایفه ای ازاقوام سکایی )،اشکانی ها وساسانی ها یک قلمرو واحد بوده وبه مثابه کشورواحد اداره میشدند. پس از سال 751م بسیاری از شهروندان این مناطق ( افغا نستان ، ایران ،آسیای مرکزی وقفقاز) دین اسلام را پذیرفت که د ین مقد س اسلا م سبب تقویت روح برادری میان آنان شد .

 در دوره خلافت امویان وعباسیان نیز ساکنان مناطق مذ کور دارای سرنوشت مشترک سیاسی بودند وبالاخره مناطق مذ کور دریک قلمرو بنام خراسان دور هم آمدند وتا زمان حاکمیت نادر افشار، مناطق مذکور کشور واحد بودند اما دردوره های بعدی بسیاری از این مناطق تحت تصرف استعمارگران در آمدند وشیرازه وحدت ایشان ازهم پاشید وشهروندان این مناطق دچار بحران ارتباطات شدند .

برای مدت زمان طولانی افغانستان وقفقاز مربوط یک قلمروبوده است وپس از آنکه اتحاد شوروی سابق قفقاز را تحت تصرف خویش درآورد عملا سیاست خارجی آنرا نیز کنترول میکرد واین روند تا سا ل 1991م ادامه یافت .

 زمانی که قفقاز تحت استعمار شوروی سابق قرار گرفت ،افغانستان بصورت رسمی با این کشورها کدام مناسباتی نداشت بناء پیشینه ای دراین رابطه وجود ندارد که  آن را  مرور کنیم چون مناسباتی  میان این کشورها وافغانستان وجود نداشت  ،بناء کدام اثرتحقیقی نیز دراین زمینه وجود ندارد .

با وجودیکه  کشورهای حوزه قفقاز نمیتوانستند با هیچ کشوری مناسبا ت برقرار کنند ومستقلانه سیاست خارجی کشورشانرا تنظیم کنند، با آنهم افغانستان بصورت غیر مستقیم از طریق شوروی سا بق با کشورهای حوزه قفقاز مناسبات داشت .                                                                          

شوروی سابق پس از آنکه  به افغانستان حمله نمود واحزاب خلق وپر چم قدرت سیاسی را درافغانستان بدست گرفتند ،برای تربیه کادرهای مسلکی دررشته  های مختلف ، تعدادی از محصلین افغان را برای تحصیل علم ودانش به تمام کشورهای که عضو اتحاد شوروی سابق بودند از جمله کشورهای حوزه قفقاز ( جمهوری آذربایجان ،جمهوری گرجستان وجمهوری ارمنستان ) دعوت نمودند ومحصلین افغان دردوره های لیسانس ،ما ستری ود کتورا درکشورهای مذکور مصروف تحصیل بودند وهمچنان میتوان یاد آورشد که دردوره شوروی سابق درزمینه سروی ونقشه برداری معادن مس عینک ،کارشناسان گرجی با افغانستان همکاری داشتند .

در تحقیق این رساله از منابع ومأخذ کتابی وانترنتی مختلفی استفاده شده  است که هر کدام از منا بع مذکور به زعم خود از اهمیت برخوردار است وبرای اینکه خوانندگان عزیز با این کتابها وسایتهای انترنتی معرفت حاصل نمایند ، تعدادی از این منا بع     ومأ خذ را معرفی می نمایم .

کتاب افغانستان وجهان از جمله مأ خذی است که اینجانب در تحقیق این رساله تحقیقی از آن استفاده نموده ام .کتاب مذکور درباره کشورهای آسیا وافریقا توسط مرکز مطالعات استراتیژیک وزارت امورخارجه افغانستان به منظور آگاهی دیپلماتهای جوان افغانستان وکاربری هیأتهای رسمی که از کشورهای خارجی بازدید می نمایند در سال 2004 میلادی در 232 صفحه به تعداد 1000 هزار جلد به چاپ رسید که بنگاه انتشارات ومطبعه میوند کابل عهده دار چاپ آن بود .

محتویات این کتاب را معرفی مختصر کشورهای آسیا وافریقا وهمچنان مناسبات افغانستان با کشورهای مذکور تشکیل میدهد وحقایق بوجه احسن در آن انعکاس یافته است. خوانندگان عزیز میتوانند که برای آگاهی بیشتر کتاب مذکور را مطالعه نمایند .

جمهوری آذربایجان کتاب دیگری است که من در تحقیق رساله حاضر به عنوان مأخذ استفاده نموده ام .این کتاب در شش فصل و271 صفحه توسط دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی وزارت امورخارجه ایران در سال 1387 به تعداد 1000 هزار جلد د رمرکز چاپ وانتشارات وزارت امورخارجه ایران به چاپ رسید.

کتاب ( جمهوری آذربایجان ) جمهوری آذربایجان را مفصلا معرفی نموده است ودرفصل اول جغرافیا ، درفصل دوم تاریخ ،درفصل سوم فرهنگ ،درفصل چهارم اوضاع اقتصادی ،در فصل پنجم ساختار سیاسی ودر فصل ششم سیاست خارجی جمهوری آذربایجان معرفی شده است .

محتویات این کتاب دربرگیرنده حقایق بوده و روزنه ای خوبی میتواند باشد برای شناخت ووارد شدن به آذربایجان لذا توصیه من به خوانندگان عزیز این است که برای جمع آوری معلومات درمورد آذربایجان این کتاب را مطالعه نمایند .

جغرافیای قفقاز ازجمله یکی از مأخذی است که در تحقیق پروژه حاضر از آن استفاده شده است. بهرام امیر احمدیان نویسنده ایرانی ، این کتاب را با حجم شش فصل و130 صفحه تألیف نموده است .

جغرافیای قفقاز درسال 1376 خورشیدی به تعداد 2000جلد توسط مؤ سسه چاپ وانتشارات وزارت امورخارجه ایران به چاپ رسید .فصل اول این کتاب کلیات،فصل دوم آن جغرافیای طبیعی قفقاز ،فصل سوم جغرافیای جمهوری آذربایجان ،فصل چهارم جغرافیای جمهوری گرجستان ،فصل پنجم جغرافیای جمهوری ارمنستان وفصل ششم آن را جغرافیای جمهوری های خود مختار قفقاز شمالی درفدراسیون روسیه تشکیل میدهد .

برای تحقیق ساحوی درمنطقه قفقاز ، مطالعه کتاب جغرافیای قفقاز پیش زمینه خوبی برای محققین است ودربرگیرنده حقایق بوده ولی بعضی از آماری که در آن وجود دارد کهنه میباشد ازاین نقطه نظر سعی وکوشش نویسنده براین بوده که آمار را از منابع جدید تری بگیرد .

 مجله مطالعات آسیای مرکزی وقفقاز( شماره سوم ، سا ل دوم ، زمستان 1372) منبع دیگری است که از آن به عنوان مأخذ در تحقیق پروژه حاضر استفاده بعمل آمده است .این مجله متشکل از مجموعه مقالات است که بنده از مقاله ای تحت نام وضعیت اقتصادی جمهوری آذربایجان که برداشتی از گزارش صندوق بین المللی پول است وتوسط نسرین نصرت نوشته شده است استفاده کرده ام که  محتویات مقاله مذکور مبتنی برحقایق استوار است .

سالنامه های افغانستان از سال 1381 – 1386 خورشیدی منا بع دیگری است که    درتحقیق پروژه خویش از آنها استفاده نموده ام . سالنامه های افغا نستان حاوی گزارش کار کرد های ارگانهای مربوط به هر سه قوه دولت جمهوری اسلامی افغانستان واخبار ورویدادهای مهم افغانستان وجهان میباشد که در جریان یک سال بوقوع پیوسته است  وتمام مطالب درج شد ه سالنامه ، بر اساس حقایق استوار بوده واکثرا مستند میباشند .

سالنامه افغا نستان توسط ریا ست نشرات وزارت اطلاعات وفرهنگ جمهوری اسلامی افغانستان به نشر میرسد.

علاوه برمنا بع ومأ خذ فوق الذکر  از کتاب جغرافیای تاریخی وسیاسی آسیای مرکزی وبعضی از روزنامه ها وبسیاری سایت های معتبرانترنتی در تحقیق این پروژه  استفاده شده است که صرف اسامی بعضی از آنها را متذکر میشوم :-

www.fa.wikipedia.org.,www.hamshahrionline.ir.,http://milliharakat.com.,

http://www.avapress.com.,http://fa.trend.az.,http://pe.iran.ru/afghanistan.,http://www.rahenejatdaily.com.,http://moballegh.net..........

 فصل دوم

معرفی جمهوری آذربایجان ومناسبات آن با افغانستان

معرفی جمهوری آذربایجان:

کشوری که اکنون مسمی به جمهوری آذربایجان است ،درگذشته ها بنام آلبانیای قفقاز یا اران وشیروان نامیده می شد واصولا آن سوی رود ارس تا سال 1918 م هیچگاه نام آذربایجان نداشته است .این منطقه پس از جنگ روسیه با ایران ،طی معاهده ترکمنچای درسا ل 1207خورشیدی  ازخاک ایران جداشده وبه روسیه تزاری ملحق شد.

درسال 1918م حزب مساوات با تحریک ترکان عثمانی بر مبنای عقاید پان ترکیزم ، دولتی را تشکیل داد وآن را جمهوری مستقل آذر بایجان نامید که در سال 1920 م این حکومت به وسیله بلشوویک ها*[1] سرنگون شد .این جمهوری پس از فروپاشی روسیه تزاری در سال 1918م تحت نام جمهوری دمکراتیک اعلام موجود یت نمود که رهبری آنرا محمد امین رسول زاده ازحزب مساوات آذربایجان به عهده داشت .

بعد از پیروزی بلشویک ها، درسال 1920م جمهوری آذربایجان درابتدا به روسیه شوروی پیوسته وبعد ا یکی از جمهوری های تشکیل دهنده اتحاد جما هیر شوروی سوسیالیستی بود وسر انجام به تاریخ 30 اگست سال 1991م درخلال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اعلام استقلال کرد .

اکنون به منظور آشنایی بیشتر جمهوری آذربایجان این جمهوری را ازلحاظ جغرافیایی ، اقتصادی ، تاریخی ،فرهنگی  وسیاسی بصورت جداگانه معرفی می نمایم .

الف :- جغرافیای آذربایجان :- "جمهوری آذربایجان درجنوب غربی آسیا درمنطقه ای بنام قفقازواقع شده است  وبا پنج کشورمرز مشترک دارد که طول مرزهای آن 2489کیلومتر است .این جمهوری درشمال باروسیه (جمهوری خودمختار داغستان )، شمال شرقی با گرجستان ، درغرب با ارمنستان ودرجنوب با جمهوری اسلامی ایران ودرجنوب غربی (درقلمروجمهوری خودمختارنخجوان ) باترکیه هم مرز بوده ودرشرق به دریای خزرمحدود میشود".[2]

جمهوری آذربایجان به دلیل موقعیت جغرافیایی اش دارای شرایط طبیعی مناسب ومساعدی است ، اراضی جمهوری آذربایجان دربرگیرنده شبه جزیره آبشرون (آبشوران ) ومجمع الجزایر باکوست که دردریای خزر واقع شده است .

 "جمهوری آذربایجان در38 درجه و25 دقیقه تا 41 درجه و55 دقیقه عرض شمالی و44 درجه و50 دقیقه تا 50درجه و51 دقیقه طول شرقی ازنصف النهار گرینویچ واقع شده است طول آن از شرق به غرب 500 کیلومتروعرض آن ازجنوب تاشمال 400 کیلومتراست".[3]

این جمهوری ازنظر اداری به 76 منطقه تقسیم شده که ازآن جمله 11 منطقه آن شهروبقیه روستا میباشد ، روئسای تمامی این مناطق توسط رئیس جمهور انتصاب وهم عزل میگردند.

شهرهای مشهور جمهوری آذربایجان عبارتند از باکو، گنجه ، سومقائیت ،علی – بایراملی ، لنکران ، مینگه چئویر، نفتالان ، خان کندی ، شکی ، قبا وشوشا

( دراشغال ارامنه است ) وپایتخت آن شهر باکو میباشد .

براساس احصائیه وسرشماری که درسال 1999 صورت گرفت  نفوس این کشور  8 ملیون بود .اندکی بیشتر ازنیمی  شهروندان جمهوری آذربایجان شهرنشین وبقیه دردهات زندگی نموده وفعالیتهای شان بیشتر به زراعت متمرکز میباشند .

ب :- اقتصاد جمهوری آذربایجان :- جمهوری آذربایجان بدلیل آنکه دارای موقعیت جغرافیایی مناسب بوده ومنابع سرشار طبیعی فراوانی دارد زمینه های رشد اقتصادی خوبی دارد.

دردوران اتحاد جماهیر شوروی سابق طوریکه این کشوراز استقلال حقوقی وسیاسی برخوردارنبود اقتصاد آن نیز مبتنی برنظام سوسیالیزم بوده وتوسط روسها هدایت وکنترول  میشد اما پس از استقلال این کم وکاستی ها به مرور زمان تا اندازه ای رفع شدواین جمهوری نسبت به سایر جمهوری های تازه استقلال یافته همسایه خود دراثر بهره برداری ازمنابع نفتی وسرمایه گذاری توسعه بیشتری پیداکرده است.

" باتکمیل خط لوله باکو- تفلیس – جیهان رشد تولید ناخالص داخلی این کشوردرسه ماه اول سال 2007 م به 7/41 فیصد رسید وازاین لحاظ رتبه نخست را درجها ن کسب کرد "[4].

باوجود این پیشرفت ،پس ازاستقلال تورم ناشی از جنگ ناگورنوقره باغ (قره باغ کوهی ) وسیاست آزادسازی قیمت ها وخصوصی سازی اقتصاد ،اقتصاد این کشور متضرر شده وتوان خرید مردم به سرعت کاهش یافت ولی پس ازسال 1996م بعد ازآنکه قراردادهای نفتی بین المللی  منعقد وهم چنان درنتیجه واثر روند روبه رشد سرمایه گذاری خارجی ، اعتبارات صندوق بین المللی پول وبانک جهانی وهمکاری کشورهای اروپایی اقتصاد جمهوری آذربایجان کمی بهبود یافت.                                                                                                "میزان تورم درجمهوری آذربایجان درسال 1995 م 411 فیصد بوده که این رقم درسال 1996م به 20 فیصدکاهش یافت ودرسال 1997 به 3/7 درصد ،درسال 1998به صفردرصد وسرانجام درسال 2000 م به 5- درصد کاهش یافته است"[5].                                                                                                       فعلا اقتصاد این کشوردریک مرحله گذارازاقتصاد متمرکز کمونیستی به اقتصاد بازار است . واحد پول جمهوری آذربایجان منات است که پس از استقلال این کشور (فروپاشی شوروی سابق) رایج شده است .

هرچند میزان تولیدات ناخالص داخلی آذربایجان درسال 1998م حدودا 4 میلیارد دلاربود ولی با بلند رفتن قیمت جهانی نفت میزان تولید ناخالص داخلی افزایش چشمگیری یافت که مثلا این میزان درسال 2006 میلادی به 9/19 میلیارددالر رسید.

"محصولات عمده زراعتی جمهوری آذربایجان عبارتند ازغلات ،توتون ،پنبه ،کچالو،میوه جات ،سبزیجات وچای"[6].

باوصف که جمهوری آذربایجان میزانی از مواد غذایی خودرا ازسایرکشورها وارد میکند ،زراعت این کشور درحال توسعه ورشد است مثلا اگر به عنوان مثال میزان رشد تولیدات زراعتی آنرا ازسال 2000 م تا 2006 م مقایسه کنیم می بینیم که:

" درسال 2000 م تولید غلات 5/1 ملیون تن بوده ولی درسال 2006 م این رقم به 1/2 ملیون تن رسیده بود .تولید پنبه درسال 2000 م 5/91 هزارتن بود که این رقم درسال 2006 به 130 هزار تن افزایش یافت وهمین طور تولید کچالو درطی سالهای 2000 تا 2006 دوبرابر افزایش میابد" [7].

 جمهوری آذربایجان درعرصه صنعت طی سالهای اخیر شاهد رشد قابل ملاحظه ای بوده است که این رشد وترقی ناشی از فعال شدن بخش نفت وگاز این کشورمی باشد که با سرمایه گذاری شرکتهای چند ملیتی خارجی راه اندازی شده است  خصوصا ازسال 2000 م تا 2006 م رشد قابل ملاحظه ای نموده است .

 "صنعت آذربایجان درسال 2000 م 3640 میلیون منات بوده واین رقم درسال 2006 م به 14455میلیون منات میرسد که یک افزایش سه برابر را نشان میدهد  که خود بیانگر آن است که این کشور درراستای پیشرفت وترقی درعرصه صنعت گامهای متینی را برداشته است همچنان قابل ذکراست که طی سالهای مذکور تعداد کارخانه های  فعال درآذربایجان از1974 کارخانه به 2594 کارخانه افزایش یافته است وهم  متوسط مزد یک نفرکارگر دریک ماه درعرصه صنعت از87 منات به 267 منات رسید که خود نشانگر ترقی جمهوری آذربایجان درشاهراه اقتصاد بخصوص صنعت  می باشد "[8].

ازجمله مهمترین فعالیت های صنعتی جمهوری آذربایجان میتوان ازاستخراج نفت خام وگازطبیعی ،صنایع فلزی ،ماشین آلات وماشینهای فلزکاری ،استخراج سنگ آهن ،تولید فرآورده های نفتی ،تولید سمنت ،صنعت مواد غذایی،مواد شیمیایی وپتروشیمی ومنسوجات نام برد .

جمهوری آذربایجان یکی از قدیمی ترین مناطق تولید نفت وگاز درشوروی سابق است ،عملیات اکتشاف وتولید نفت وگاز درانحصار کمپانی آذربایجان است .دوکمپانی وابسته به آن (آزنفت ) و(کاسمورنفت ) نیز درزمینه نفت درون ساحلی وبرون ساحلی فعالیت دارند.

"جمهوری آذربایجان دارای دوپالایشگاه نفت است که یکی با ظرفیت 230 هزار بشکه دریک روز ودیگری که پالا یشگاه جدید باکو است ظرفیت 15هزار بشکه دریک روز را دارد . درجریان جنگ دوم جهانی این منطقه با تولید نمودن حدودا 450 هزار بشکه دریک روزماشین نظامی شوروی سابق را حمایت می نمود ،پس از پایان این جنگ  زمانیکه درمناطق دیگر شوروی مثل سیبری واورال ذخایر نفت کشف شد ،نفت این جمهوری ازرونق افتاده ومیزان تولید آن به نصف مقداری که درجریان جنگ  تولید میشد تنزیل یافت ودرنهایت درسال 1990 م سهم آذربایجان درنفت تولیدی شوروی سابق به 2 درصد رسید "[9].

طی سا لهای اخیر آهنگ رشد اقتصادی این کشور بسیارخوب بوده  است چنانچه که درسال 2008 م براساس گزارش بانک جهانی ، جمهوری آذربایجان برترین کشورازنظر اجرای برنامه های اصلاحات  اقتصادی بوده است.

" این کشوردرسال 2008م اصلاحات زیادی دربخش قانونگذاری انجام دادوموفق شد که ازرتبه 97 جهانی درسال 2008 م به رتبه 33جهانی  درسال منتهی به 2009 م صعود کند"[10].

این تغیرات عمده واساسی در رتبه جهانی این کشوردرعرصه اقتصاد درمدت زمان بسیارکوتاه تحلیلگران مهم اقتصادی جهان را واداشت تا درمورد کارکردهای اصلاحاتی  این جمهوری درسالی که گذشت تحقیقاتی انجام دهند ، تحقیقات انجام شده مبین این امر است که این کشورپس از ماه جنوری سال 2008م تا ختم سال مذکور توانست که روند آغازکاررا درجمهوری آذربایجان تسهیل کند.

 " یکی از تغیرات دیگری که این کشوردرسال 2008م ایجاد نمود کاهش مدت زمان لازم برای انتقال دارایی درآذربایجان بود ،تا اوایل سا ل 2008 م این پروسه درآذربایجان 61 روز را دربر میگرفت درحالیکه درسال منتهی به 2009 م این مدت (مدت زمان لازم برای انتقال دارایی ها) به 11 روز کاهش یافت "[11].

درنتیجه اصلاحات بمیان آمده شهروندان آذربایجان دیگر مجبورنیستند که برای پرداخت مالیات شان ساعت ها درصف های طولانی انتظار بکشند ،بلکه حالا ازطریق انترنت فورم مالیاتی را خانه پوری نموده ومیتوانند که مالیات شانرا بصورت سهل وآسان بپردازند.وانجام چنین کارهایی باعث میشود که درهر سال 500 ساعت صرفه جویی شده  وازبروکراسی کهنه درادارات جلوگیری شود که این مسئله هم مصارف دولت را کاهش میدهد وهم برای شهروندان قابل قبول ومناسب است .

"جمهوری آذربایجان محصولات کشاورزی ،کالاهای صنعتی ،موادغذایی،ماشین آلات وماشینهای فلزکاری ،محصولات نساجی ،نفت وگاز،مواد شیمیایی وپتروشیمی را به خارج ازکشورصادرنموده درمقابل ،این جمهوری محصولات صنایع غذایی ،ماشین آلات صنعتی وفلزکاری،برخی مواد غذایی ،ماشین آلات تولید فلزات غیرآهنی وآهنی وبرخی محصولات زراعتی را برای رفع نیازمندیهای خودازخارج وارد می  نماید "[12].

ج:- تاریخ جمهوری آذربایجان :- جمهوری آذربایجان درگذشته ها تا سال 1918م هیچگاهی  به این نام مسمی نبودبلکه این سرزمین بنام آلبانیای قفقازیا اران وشیروان یاد میشد سابقه زندگی انسان دراین محدوده جغرافیایی که امروز به  جمهوری آذربایجان معروف است به هزاران سال قبل بازمیگردد.

درقرن نهم قبل ازمیلاد سکاها درجمهوری آذربایجان امروزی مسکن گزین شدند وبه دنبال شان مادها نیزدراین منطقه سرازیرشدند  وبالاخره هخامنشیان که کوروش رهبری شانرا به عهده داشت دراین منطقه حاکمیت را ازآن خود کردند.

 درفاصله میان قرن های اول وسوم میلادی رومیان درجمهوری آذربایجان تسلط یافتند واین کشوررا آلبانیا نامیدند.دردوران باستان دراین سرزمین رومیها ،پادشاهان ساسانی وحاکمان محلی برای کسب قدرت سیاسی وکنترول منطقه به جنگ وکشمکش علیه هم می پرداختند که گاهی یکی و گاهی هم دیگری کنترول منطقه را دراختیارداشت .

 زمانیکه دین مبین اسلام به منصه ظهور رسید درآلبانیای قفقاز(جمهوری آذربایجان امروزی) سلسله مسیحی مهرانی ها حکومت میکردند ،مهرانی ها درطول حیات سیاسی شان ازجانب شمال مورد تهدید ترکان کسپین وازجانب جنوب مورد تهدید اعراب قرار میگرفتند .

زمانیکه مسلمانان عرب تبار رومیان وساسانیان را به شکست مواجه کردند به سمت جمهوری آذربایجان لشکرکشی نموده ومسیحیان حاکم آن دیار را به شکست مواجه نمود ه ودرجمهوری آذربایجان به رهبری جوانشیر درسال 667م حاکم شدند وپس ازآن تمام اوامر ونواهی مطابق دین مبین اسلام صورت میگرفت.

 دراواخر قرن دوم خورشیدی ،شروانشاهان کنترول جمهوری آذربایجان را بدست گرفته ودرآن سرزمین حکم میراند.دراوایل قرن پنجم خورشیدی غزنویان دربعضی ازقسمتهای منطقه تسلط یافتند ودرحقیقت غزنویان اولین حکومت ازترک تباران بودند که دربخش تغیرات درترکیب ملیتی نقش قابل ملاحظه ای ایفا کردند پس ازغزنویان سلجوقیان گروه دیگری ازترک تباران بودند که کنترول این منطقه را بدست گرفته وحکمروایی را آغازکردند .

 درقرون سیزده وچهارده میلادی مغولها وتاتارها (تیمورلنگ) دراین منطقه حمله ورشده که درنتیجه حمله شان حاکمان محلی ازقدرت ورافتادند. آران وشروان (جمهوری آذربایجان ) ازجمله یکی ازاولین مناطقی بود که شاه اسماعیل یکم صفوی به تصرف خود درآورد.

 بعدها افشاریه ها گروهی دیگری بودند که دراین قلمرو وارد معرکه شده ومدت زمانی این سرزمین را تحت کنترول داشتند وپس از افشاریه ها قاجاریه ها درآذربایجان حکومت نموده تا اینکه بالاخره درسالهای 1193و1207 خورشیدی جمهوری آذربایجان درنتیجه پیمانهای بنام گلستان وترکمانچای که میان روسیه وایران منعقد شده بود ازایران جدا شده وبه روسیه تزاری پیوست وبرای مدت زمان طولانی روسیه تزاری  درآن کشور حکم میراندند.

 دراوایل صده بیستم میلادی همزمان با رشد وترقی صنعت ،اندیشه وتفکر اصلاح طلبانه نیز شکل گرفت تااینکه بالاخره درروز 18 می سال 1918م محمد امین رسول زاده رهبر حزب مساوات استقلال این کشور را اعلام نمود .پس ازدوسال زندگی درسایه چتر استقلال یک باردیگر این کشور استقلال خودرا ازدست داده وآذربایجان تحت سلطه اتحاد شوروی سابق قرار گرفت .

بالاخره جمهوری آذربایجان درخلال فروپاشی شوروی سابق بتاریخ 30 اکتوبر سال 1991 م مجددا اعلام استقلال نمود وبعد ازآن تاامروز به عنوان یک کشور مستقل درجغرافیای سیاسی جهان پذیرفته شده است .

د:- فرهنگ جمهوری آذربایجان :-  زبان رسمی این جمهوری ،زبان آذربایجانی است ویکی ازشاخه های زبان ترکی است.                                                                                                                    " این زبان درسال 1959م توسط 94/2 میلیون نفر درجمهوریهای شوروی سابق صحبت میشد که این رقم درسال 1965م به 6/3 میلیون رسید این زبان متعلق به شاخه جنوب غربی زبانهای ترکی است واز زبان قبایل اوغوزآسیای مرکزی درقرن 7 الی 11 ریشه میگیرد .این زبان تا سال1929 م با الفبای عربی ،از1929تا 1939با الفبای لاتین واز1939به الفبای روسی وخط کریل نوشته میشد "[13].                                                                                                                                     جمهوری آذربایجان تاکید بیشتر روی استفاده از زبان آذری میکنند  وآهسته آهسته درصدد حذف زبان روسی ازنصاب تعلیمی شان هستند .تعلیم وتربیه درآذربایجان درتمام سطوح بصورت مجانی ورایگان بوده وزمینه برای همگان بصورت همسان مساعد است .                                                                                     میزان باسوادی درکل جمعیت که میتوانند بخوانند وبنویسند بشرح زیراست :- "باسوادی کل 8/98 %،باسوادی مردان 5/99 %، باسوادی زنان 2/98 %"[14].                               

 آن عده ازشهروندان که دردهات زندگی میکنند فرهنگ دیرینه خودرا حفظ نموده ولی آنعده ازشهروندانیکه در شهر ها زندگی میکنند تحت تأ ثیر زندگی صنعتی قرار گرفته وآهسته آهسته با فرهنگ وآدات ورسوم خویش فاصله میگیرند. دانشمندان ،متفکران وشاعران معروفی دراین سرزمین پرورش یافته که درجمع دانشمندان وفلاسفه قرون وسطی ازدانشمندانی چون ابوالحسن بهمنیار نویسنده آثار زیادی درمورد فلسفه وریاضیات درقرن 11 وابوالحسن شیروانی نویسنده کتاب نجوم درقرن 11و12 نام برد. درعرصه شعر وادبیات نیز شعرای مانند خاقانی ،شروانی ونظامی گنجوی دست پرورده این محیط بوده ودرادبیات فارسی تاثیر شگرفی داشته اند.

ه :- سیاست جمهوری آذربایجان :- پس ازاعلام استقلال وفروپاشی شوروی چون زمینه برای هرنوع فعالیت برای شهروندان این کشورمساعد شد ،فعالیتهای سیاسی درآذربایجان شدت بیشتر یافت واحزاب سیاسی به عنوان ارگانهای تاثیر گذار درعرصه سیاست به منصه ظهوررسیدند .                                                                                                                                                                                            اولین حزب سیاسی که شکل گرفت جبهه خلق آذربایجان بود که حول ملی گرایی  ودفاع درمقابل حملات ارمنستان تشکیل شد.دراولین انتخاباتی که صورت گرفت ابوالفضل ایلچی بیک با اندیشه قوم گرایانه به عنوان رئیس جمهورانتخاب شد ولی بعد ازاینکه چند بار درجنگ با ارمنستان شکست خورد وسیاستهای که روی دست گرفت همه به ناکامی انجامید ،تمام این عوامل باعث شد که حیدرعلی یف که درآن ایام سمت ریاست پارلمان را به عهده داشت طی یک کودتای بدون خونر یزی قدرت را تصاحب نموده وایلچی بیک را تبعید نمود .                                                                                                                              حیدرعلی یف درزمان حکومت خویش روابط خود را با کشورهای همسایه ازجمله ایران گسترش داده وچندبار به این کشورسفرنمود وهمچنان پسر وی الهام علی اف که پس ازپدرش قدرت سیاسی را بدست گرفت تا امروزرئیس جمهوراین کشوراست و روابط سیاسی خودرا خصوصا با کشورهای غربی گسترش داده است.

 حکومت جمهوری آذربایجان یک جمهوری یک پارچه ،غیردینی ،قانونی ودمکراتیک بوده که درسیاست  داخلی حدود وثغور قدرت را قانون تعیین می کند وسیاست خارجی ازطریق مفاد ناشی ازموافقت نامه های بین المللی ترتیب وتنظیم میگردد. دررأ س حکومت جمهوری آذربایجان رئیس جمهور آن کشور قرارداشته ودرامورملی وبین المللی ازملت آذربایجان نمایندگی می کند وشخص رئیس جمهور نماد وحدت ،یکپارچگی واستقلال این کشور بوده وهم چنان مطابق ماده هشتم قانون اساسی این کشور،رئیس جمهور ضامن استقلال قوه قضائییه می باشد .

 جمهوری آذربایجان روابط خویش را با سایر کشورهای جهان برمبنای اصول پذیرفته شده وستاندردهای قانون بین المللی تنظیم نموده وشعار اساسی وهدف اساسی این کشور درعرصه بین المللی داشتن روابط حسنه با تمام کشورهای جهان است ولی درصورتیکه هر آنکشوری بخواهد درحریم آذربایجان تجاوز نماید نیروهای مسلح مکلف به دفاع ازسرحدات خویش می باشند .                                                                                                

 درجمهوری آذربایجان همانند سایر کشورها احزاب سیاسی حضور داشته ودرعرصه سیاسی این کشور تاثیرخودرا می گذارند .احزاب مهم سیاسی قرارذیل است :-         

" حزب جدید آذربایجان به رهبری حیدرعلی یف ، جبهه ملی آذربایجان به رهبری ابوالفضل ایلچی بیگ ،حزب استقلال ملی آذربایجان به رهبری اعتبار محمد اف ،حزب مساوات به رهبری اسکندروف ،حزب کمونیست آذربایجان وسایر احزاب خورد وکوچک دیگر"[15].

 مناسبات افغانستان با جمهوری آذربایجان

طوریکه همه مامیدانیم جمهوری آذربایجان تا سال 1991م ازاستقلال سیاسی برخوردارنبود لذا نمی توانست که با سایر کشورهای جهان روابط درعرصه های گوناگون داشته باشد بناء ما دررساله حاضر روابط دو کشوررا پس ازسال 1991 تا امروز (2009) مورد غور قرار میدهیم که روابط دوکشوررا درعرصه های سیاسی – نظامی ، اقتصادی وفرهنگی مورد بحث قرار میدهیم .

الف :- مناسبات سیاسی – نظامی :- ازآنجایکه افغانستان پس ازسال 1991م دستخوش تحولات گوناگون بوده وفرازوفرودهای زیادی را خصوصا درعرصه سیاسی – نظامی شاهد بوده لذا روابط دوکشوررا دراین عرصه درسه دوره مشخص ( زمان حکومت مجاهدین ، زمان طالبان وزمان حکومت آقای کرزی) بررسی  می نماییم .

- منا سبات سیاسی – نظامی درزمان حکومت مجاهدین :- بعد ازآنکه شوروی سابق ازهم پاشید وجمهوری آذربایجان اعلام استقلال نمود ،همزمان با آن درکشورعزیزما مجاهدین پس از چهارده سال جهاد دربرابر شوروی سابق ویاران وگماشتگان شان ،پس ازانتقال قدرت از حکومت داکتر نجیب الله رئیس جمهور وقت افغانستان به مجاهدین،مجاهدین  قدرت سیاسی را از آن خود نمودند .

حکومت مجاهدین به رهبری صبغت الله مجددی  پس از پیروزی ، در ماه آپریل سال 1992م  آغاز به کارنمود واز آنجایی که مردم افغانستان ومردم جمهوری آذربایجان پیرو دین اسلام هستند لذا این مسئله باعث شد که مردم افغانستان خصوصا یک کتله ای از مجاهدین تحت امر حکمتیار بخاطر کمک آذری ها در جنگ ناگورنوقره باغ ( قره با غ کوهی )وارد باکوشده ودرمقابل ارمنها جنگیدند.

"درشرایطی که درافغانستان نیز جنگ میان تنظیمهای جهادی دوام داشت ، حیدر علی اف رئیس جمهورآذربایجان درتماس با حکمتیار ازوی خواستار اعزام نیروبرای جنگ با ارمنیها شد .حکمتیار گروهی جنگجورا به آنجا فرستاد،قبلا عده ای ازعربها که درراس آنان یک تبعه عربستان بنام مستعار عبدالجباربه این کشوررفته بودند وشاید همین عربها دررابطه میان حکمتیار وعلی اف وساطت کرده باشند .گفته می شد که حکمتیار از علی اف دربدل این کار پول هنگفتی بدست آورد،امروز هم تعداد ازافغانهایی که درآنزمان به آذربایجان رفته بودند دراین کشورسکونت دارند "[16].

چون روسیه درجنگ قره باغ کوهی ارمنستان راحمایت همه جانبه میکرد، بناء آذربایجان تحت فشار شدید قرار گرفته بود وازهمین لحاظ ازحکومت مجاهدین خصوصا ازشخص حکمتیار من حیث یک مجاهد تاثیر گذار درجهاد افغانستان ، درخواست کمک وهمکاری نمود که وی به این درخواست لبیک گفته وتعدادی ازهموطنان مارا دراین جنگ به کمک وهمکاری آذربایجان فرستاد ومجاهدین افغانستان با شجاعت وایمان راسخ به دین مقدس اسلام دراین جنگ رول مهمی را بازی کردند .به این اساس با فرستادن نیروی جنگی به آذربایجان یک فصل جدید  ازمناسبات میان دوکشور مسلمان باز شد .

چون درافغانستان جنگهای داخلی بخاطر کسب قدرت سیاسی درگرفت لذا فرصت گسترش مناسبات میان افغانستان وآ ذربایجان درسایر عرصه ها وجود نداشت ودرضمن طالبان درسال 1375خورشیدی کابل را تصرف کردند .

- مناسبات سیاسی – نظامی درزمان حکومت طالبان :- ازآنجایکه حکومت طالبان ازمشروعیت سیاسی برخوردار نبود وسازمان ملل متحد به عنوان مهمترین ارگان جهانی این حکومت را به رسمیت نشناخته بود ، بجز کشورهای امارات متحده عربی، عربستان سعودی وپاکستان که همکار سترا تیژیک طالبان بودند هیچ کشوردرجهان حکومت طالبان را برسمیت نشناخت وبا وجودیکه حکومت برهان الدین ربانی فقط گوشه ازخاک افغانستان را درتصرف خویش داشت درسازمان ملل متحد ازافغانستان نمایندگی میکرد .جمهوری آذربایجان درطی چند سال حکومت طالبان با ایشان هیچگونه مناسباتی نداشت ودرحقیقت در یک فصل کوتاه روابط دوکشوربه حالت تعلیق درآمده بود .

- مناسبات سیاسی - نظامی پس از یازده سبتامبر2001م  تا سال 2009 م :- همانطوریکه با وقوع حادثه یازده سپتامبر وشکست طالبان توسط نیروهای بین المللی وجبهه متحد درشمال یک فصل جدید درافغانستان آغاز شد وپس ازچند سالیکه افغانستان به باد فراموشی جامعه جهانی سپرده شده واین کشور به لانه تروریزم بین المللی تبدیل شده بود یکبار دیگر  درمحراق توجه جامعه جهانی قرار گرفت وکمک های مالی ونظامی ازسراسر جهان درافغا نستان جنگ زده سرازیز شد .

کشورهایکه درزمان طالبان روابط شانرا با افغانستان بحالت تعلیق درآورده بود یکبار دیگر روابط شانرا درعرصه های گوناگون آغازنمودند که ازجمله آن کشورها یکی هم جمهوری آذربایجان است .جمهوری آذربایجان به منظور گرفتن سهم قابل توجه درفعالیتهای ضد تر وریزم ازهیچ گونه سعی وتلاش دریغ نکرده است چنانچه پس از حادثه یازدهم سپتامبر درامریکا ، آذربایجان به منظور شرکت درمبارزه علیه تروریزم بین المللی اقدام نمود ودرپاسخ به فراخوان جامعه بین المللی میدان های هوایی خودرا برای استفاده نیروهای ائتلاف ضد تروریستی درجنگ با القاعده وطالبان درافغانستان باز گذاشتند وهمچنان این کشور  یکتعداد ازسربازان خود رادرقالب نیروهای حافظ صلح ( ISAF) برای تامین امنیت درافغانستان فرستاد .

روز دهم سنبله سال 1382 خورشیدی به مناسبت هشتادو چهارمین سالروز استرداد استقلال افغانستان از دست انگلیس ها ،رئیس جمهور کشور آذربایجان پیام تبریکی خویش را به آدرس حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان ارسال نمود.                                                                                                  "حیدر علی اف رئیس جمهور آذربایجان در پیام خویش ضمن ابراز تبریک وتهنیت ازسالروز استقلال افغانستان روی تحکیم وگسترش مناسبات دوستانه ودیپلماتیک میا ن دوکشورتاکید نموده است "[17].

فرستادن پیام تبریکی رئیس جمهورآذربایجان هرچند برای کشورما خیلی حیاتی نیست اما بدون شک یک اقدام نیک ویک آغاز خوب برای گسترش مناسبات دیپلماتیک میان دوکشورقلمداد شده میتواند وهمچنان اصول وپروتوکول دیپلماتیک ایجاب میکند که روءسای جمهور درروزهای ملی مراتب تبریکی خویش را ابراز نمایند وهمچنان درحوادث غم انگیز مراتب تسلیت کشورخویش را به کشوردوست ابرازنمایند .

جمهوری آذربایجان به منظورگسترش مناسبات دیپلماتیک میان دوکشور، به تاریخ 15/2/1384خورشیدی سفیر  مقیم خویش درقزاقستان رابحیث سفیر غیرمقیم به  افغانستان فرستاد .

 حامد کرزی رئیس جمهورافغانستان  دکتورعین الله مددلی سفیرغیرمقیم جمهوری آذربایجان را غرض تقدیم اعتماد نامه اش درقصر گلخانه پذیرفت .سفیرغیر مقیم جمهوری آذربایجان اعتماد نامه خویش را در مراسم خاص تشریفاتی تقدیم نموده و سپس سلام ها وتمنیات نیک مردم ورئیس جمهورآذربایجان را به رئیس جمهورافغانستان تقدیم نمود .وی درجریان صحبت هایش خاطرنشان نمود که :                                                                                                                          "آذربایجان دارای  فرهنگ مشترک با مردم افغانستان می باشد وآذربایجان بخاطر گسترش مناسبات دوکشور پروازطیارات آذربایجان را به افغانستان افزایش خواهد داد .وی اضافه نمود که درگسترش روابط نیک وحسنه میان دوکشورتلاش میکند"[18].                                           

متقابلا حامد کرزی ازبازگشایی سفارت آنکشوردرکابل وافزایش پروازهای طیارات آذربایجان به افغانستان استقبال نمود.

دوکشورافغانستان وآذربایجان پس از سقوط گروه طالبان حوزه مناسبات دیپلماتیک شانرا هر روز گسترده تر  نموده ومیزان همکاری هارا بیشتر نموده است چنانچه که حامد کرزی رئیس جمهورافغانستان  همراه با هیأت همراه خویش  که به مناسبت نهمین اجلاس سران ایکودرباکو به تاریخ 14/2/1385خورشیدی برگزارشده بود سفر نموده ودرضمن این سفر وزیر امورخارجه افغانستان با وزیرخارجه آذربایجان ملاقات نمود .

درخلال نهمین اجلاس سران سازمان ایکودرباکو، وزیرخارجه افغانستان داکتررنگین دادفر سپنتا با وزیرخارجه آذربایجان دیداروگفتگوکرد.دراین دیدار وزیران خارجه دوکشوردررابطه به بازسازی افغانستان وگسترش روابط دیپلوماتیک میان دوکشوربحث وتبادل نظر نمودند .                                                                               ازاینکه افغانستان وآذربایجان درپایتخت های یکدیگر سفارت ندارند وزیران خارجه دوکشوردرمورد تأسیس نمایندگی های دیپلماتیک درپایتخت های یکدیگر نیزمذاکره نمودند.

ملاقات وزرای خارجه دوکشور روی گسترش مناسبات دیپلماتیک بدون شک تأثیر شگرفی روی تحکیم مناسبات وتوسعه این مناسبات درعرصه های مختلف خصوصا درعرصه سیاسی خواهد داشت .برای ارتقای همکاری های دوجانبه وزیرامورخارجه افغانستان درسال 1385 به آذربایجان وبسیاری کشورهای دیگر سفرنموده است .

بدون شک با گذشت هرروز دوکشورازنظر دیپلماتیک مناسبات شانرا وسعت بیشتر بخشیده وسفرهای مقامات بلند پایه افغانستان خصوصا وزیرامورخارجه به آن سرعت بیشتر می بخشد.
وزیر امورخارجه افغانستان درسی وسومین کنفرانس وزرای امورخارجه سازمان کنفرانس اسلامی مورخ 9-20 جون 2006 م شهر باکوآذربایجان شرکت ورزید .

هر چند وزیرامورخارجه افغانستان درکنفرانسی شرکت ورزیده بودکه موضوع آن مسئله افغانستان ویا آذربایجان نبوداما با آن هم میتوان آنرا درزمره مناسبات دوکشورتلقی نمود وسفر وزیرخارجه را دراین کشورنمیتوان نادیده گرفت .

به منظورگسترش مناسبات دیپلماتیک افغانستان با آذربایجان نه تنها وزیرامورخارجه بلکه مقامات واراکن بلند رتبه دیگر افغانستان نیز به آذربایجان سفرهای داشته است .
" ضرار احمد مقبل وزیر پیشین داخله افغانستان همراه با هیأتی درجمهوری آذربایجان سفر داشتند ودراین سفر وی با الهام علی اف رئیس جمهورآذربایجان دیدار وگفتگو کرد .علی اف دراین دیدار ازروند رو به گسترش مناسبات جمهوری آذربایجان وافغانستان ابراز رضایت کرد وسفر اخیر رئیس جمهوری افغانستان به باکورا برای تحکیم مناسبات دوکشورمهم خواند"
[19].

سفر وزیر امور داخله کشور ما به آذربایجان خود نشانگر گسترش روابط دوکشور خصوصا درعرصه سیاسی می باشد که دوکشور همدین وهمکیش را با هم نزدیک میسازد وحکومات شانرا وادارمیسازد تا همکاریهای سیاسی را با همدیگر بیشتر از پیش نمایند .به دنبال سفر مقامات بلند پایه دولتی افغانستان به آذربایجان، محمد یونس قانونی رئیس پارلمان افغانستان وهیأ ت همراهش بتاریخ 30 نوامبر سال 2008 م وارد باکو پایتخت آذربایجان شد وهدف این سفر وی بررسی مسئله گسترش روابط بین پارلمانهای دوکشور خوانده شده است ، آقای قانونی دراین سفر خویش با الهام علی اف رئیس جمهور، اکتای اسد اف رئیس مجلس والمارمحمد یاراف وزیرامورخارجه جمهوری آذربایجان دیدار وگفتگونمود .              

"اکتای اسد اف رئیس پارلمان آذربایجان دردیدار خویش با قانونی گفت که امیدوارم که پس از این سفر روابط بین المجالس دوکشور توسعه پیدا خواهد کرد وما علاقمند به این هستیم "[20].

سفر آقای قانونی به عنوان رئیس پارلمان کشور به آذربایجان روزنه جدیدی را درروابط میان دوکشور گشود ویگ گام دیگر مناسبات دوکشور به پیش حرکت کرد وخود بیانگر نزدیکی هردوکشوروداشتن روابط حسنه هردو کشور است . ازسوی دیگر وزیر امور خارجه افغانستان دکتوررنگین دادفر سپنتا حمایت افغانستان را ازاعاده تمامیت ارضی آذربایجان اعلام کرد،وی دریک مصاحبه اختصاصی با خبر گزاری ترند نیوز گفت که :-

"افغانستان اشغال سرزمین های آذربایجان را محکوم کرده واز قطعنامه پیشنهادی آذربایجان تحت عنوان وضعیت سرزمین های اشغال شده آن کشور که درمجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید حمایت کرده است وی علاوه کرد که کشورش جانبداراعاده تمامیت ارضی کشوربرادرخود آذربایجان بوده وازحق حاکمیت این کشورحمایت میکند وی گفت که افغانستان کشتار انسان هارا درهر کجای دنیا محکوم میکند "[21].

اعلام حمایت از تمامیت ارضی آذربایجان توسط وزیرامورخارجه کشور خود نشان میدهد که دوکشور روابط دیپلماتیک بسیار نزدیک داشته ونزدیکی شانرا درعرصه سیاسی نشان میدهد وزیر امورخارجه کشور بر علاوه اعلام حمایت کشورمطبوع اش از تمامیت ارضی آذربایجان، بنا به دعوت وزیرامورخارجه آذربایجان به تاریخ شانزدهم دسامبرسال 2008 م  به باکوسفر کرد وهدف سفر خود به باکورا گسترش روابط دوجانبه درعرصه های مختلف عنوان کرد ، بنا به اظهارات وی ، این اولین دیدار وزیر امورخارجه افغانستان درچارچوب مناسبات دوجانبه ازآذربایجان است.

داکتر رنگین دادفرسپنتا وزیرامورخارجه افغا نستان  گفت که:                                " دوکشور افغانستان وآذربایجان ، درچند سال اخیر روابط خودرا گسترش داده که حضور سربازان آذربایجانی درافغانستان جهت تأمین صلح وهم چنان گشایش سفارت آذربایجان درکابل نمونه های خوبی برای این موضوع است "[22].

دوکشورافغانستان وآذربایجان نه تنها درعرصه سیاسی بلکه درعرصه نظامی نیز مناسباتی خوبی دارند که حضور نیروهای حافظ صلح جمهوری آذربایجان درافغانستان درچهارچوب نیروهای آیساف گویای این حقیقت است .

"  آذربایجان قصد دارد که تعداد نیروهای حافظ صلح خود درافغانستان راافزایش دهد.درحال حاضر 90 سرباز آذربایجانی درچارچوب نیروهای آیساف درافغانستان مصروف فعالیت هستند .23نظامی درابتدا طی سال 2001 م به افغانستان اعزام شدند .درسال 2007 م ترکیب نیروهای حافظ صلح این کشور تا 45 نفر افزایش یافت ودرماه فبروری سال جاری(2009) این رقم به نود نفر رسید وآذربایجان مجددا اعلام نموده است که به تعداد نیروهای شان می افزایند " [23].

با فرستادن نیروهای حافظ صلح خود آذربایجان دایره روابط نظامی خود با افغانستان را وسعت بیشتر داده ونه تنها کشور افغانستان از این عمل شان قدردانی وتشکر نموده است بلکه ایالات متحده امریکا که رهبری جنگ با تروریزم را به عهده دارد ازاین کشور تقدیر وتشکر نموده است .

درحال حاضر 90 عسکر آذربایجانی در چوکات نیروهای حا فظ صلح بین المللی  یا آیساف درافغانستان حضورداشته واین کشور برای افزایش این نیروها اعلام آمادگی نموده است .اخیرا معاون مجلس ملی آذربایجان ازامکان افزایش نیروهای نظامی این کشوردرافغانستان خبرداد .

براساس اعلام رسانه های جمهوری آذربایجان بتاریخ 25دسامبر سال 2009م ،ضیافت عسگراف ،معاون اول رئیس پارلمان این کشوردرگفت وگوبا خبرنگاران با اشاره به اینکه تاکنون دراین مورد درخواست رسمی ازمجلس نشده است ،گفت :        "براساس موارد مطرح شده درآخرین نشست وزیران امورخارجه کشورهای عضوناتو،احتمال ارائه پیشنهاد افزایش تعداد نیروهای آذری درافغانستان مطرح است .  وی افزود:درصورت درخواست دولت از مجلس، موضوع افزایش نیرودرافغانستان بررسی خواهدشد. "[24].

دوهفته قبل الخان پلخوف سخنگوی وزارت امورخارجه آذربایجان با اشاره به تداوم همکاری این کشوربا ناتودرمسئله افغانستان ،برادامه حضورنیروهای آذری درافغانستان تاکید کرده بود وی گفته بود :                                             "جمهوری آذربایجان درچارچوب تصمیمات سازمان ملل،تعدادی نیروبه افغانستان اعزام کرده است"[25].

تمام موارد ومسایل متذکره نشاندهنده روابط نزدیک سیاسی – نظامی دوکشور میباشد وامیدکه این روابط با گذشت زمان وسعت بیشتر یابد .

ب :- مناسبات اقتصادی دوکشور:- جمهوری آذربایجان نسبت بعد مسافه  وناملایماتیکه دراین جمهوری وکشورما افغانستان وجود داشته ودارد ،مناسبات اندکی درعرصه اقتصادی با کشور عزیزما افغانستان دارد با آن هم نمیتوان این مناسبات هر چند اندک ولی مهم وحیاتی را نادیده گرفت . هر چند افغانستان با جمهوری آذربایجان ازلحاظ اقتصادی مناسبات اندکی دارد واین مناسبات خیلی گسترده وچشمگیر نیست با آن هم ما میخواهیم که این مناسبات را به عنوان سر آغاز کار منعکس دهیم تا اینکه این روابط اساس وتهدابی باشد برای گسترش هر چی بیشتر مناسبات اقتصادی میان دو کشور .

- مناسبات اقتصادی درزمان حکومت مجاهدین :- هر چند مشخصا دراین دوره هر دو کشور مناسبات مشخص اقتصادی نداشتند اما میتوان از ارسال مجاهدین افغانی به آذربایجان دربدل اخذ پول یاد آوری نمود که این همکاری یا رابطه مخلوطی از همکاری نظامی واقتصادی است با آنهم اولین باری بود که دوکشور با هم ارتباط برقرار نمودند .

- مناسبات اقتصادی درزمان طالبان :- طوریکه قبلا هم متذکر شدیم حکومت طالبان تنها وتنها توسط کشورهای امارات متحده عربی ، عربستان سعودی وپاکستان برسمیت شناخته شد ومشروعیت خودرا درعرصه بین المللی کسب کرده نتوانست ، بنابراین جمهوری آذربایجان نه تنها اینکه حکومت امارت اسلامی را به رسمیت نشناخت بلکه هیچگونه روابطی هم با طالبان برقرار نکرد.

- مناسبات اقتصادی دوکشور پس از سال 2001م :- طوریکه همه افغانها میدانندکه پس از حادثه یازده سپتامبر، افغانستانی که به باد فراموشی سپرده شده بود وتبدیل به لانه ترویرزم بین المللی شده بود یکبار دیگر درمحراق توجه جامعه جهانی قرار گرفت وخصوصا جهان همکاریهای اقتصادی شانرا با افغانستان گسترش داد وملیاردها  دالر امریکایی به افغانستان سرازیر شد وکشورهای همسایه مناسبات اقتصادی شانرا با ما ازسر گرفتند .ازجمله کشورهای که مناسبات اقتصادی خودرا با افغانستان مورد بازنگری قرار داد جمهوری آذربایجان بود .

سازمان ایکو کنفرانسی را در را بطه به بازسازی افغانستان در بشکیک پایتخت قرغزستان به تا ریخ 21 ماه جوزای سال 1382 خورشیدی برگزار کرد . کنفرانس مذکور تحت ریاست ،رئیس جمهور قرغزستان عسکر آ قایوف ومعاون صدر اعظم ترکیه عبدالطیف دایر شدکه وزرای خارجه ویا معاونان کشورهای افغانستان ،پاکستان ،ایران ، ترکیه ،ترکمنستان ،ازبکستان ،تاجکستان ،قرغزستان ،آذربایجان وقزاقستان اشتراک ورزیده وروی عملی نمودن پروگرام بازسازی افغا نستان تا سال 2008 م صحبت نمودند .

هرچند تدویر کنفرانس مذکوررا تنها نمیتوان همکاری اقتصادی آذربایجان با افغانستان تلقی کرد اماازآنجایی که   آذربایجان ازجمله یکی از کشورهای کمک کننده به افغانستان بود که دراین کنفرانس شرکت ورزیده ودربازسازی افغانستان سهم  گرفته است ،لذا میتوان تدویر این کنفرانس را دست آوردی در عرصه گسترش مناسبات دوکشورنیز دانست .

دوکشورترکیه وجمهوری آذربایجان از آمادگی خویش دررابطه به تاسیس نمایندگی بانک ایکو درسال 1383 درافغانستان خبر دادند .

دررابطه به آمادگی کشورهای ترکیه وآذربایجان جهت تأ سیس نمایندگی بانک ایکوومطالبه سکرتریت آن سازمان مبنی براقدام مشابه سایر کشورهای عضوذریعه نامه شماره 344 مورخ 15/4/1383 به ریاست محترم دافغانستان بانک جهت ارایه معلومات درقسمت پروسیجرموضوع نگاشته شد.

شرکت دآریانا افغان هوایی شرکت پس از شکست گروه طالبان یکباردیگر پروازهای خودرا از سال 1381 خورشیدی دربسیاری از کشورهای جهان آغازنمود که از آن جمله کشورآذربایجان است .

محمد نعیم نجیم یار رئیس شرکت آریانا چنین گفت :

 "شرکت آریانا بدترین دوران 48ساله عمرخودرا درحکمروایی طالبان میداند زیرا دردوران سیاه طالبان فعالیت این شرکت درانجمن بین المللی هوایی (آیاتا) بحالت تعلیق درآمده بود که بزرگترین ضربه بود برپیکر اقتصادی وحیثیت بین المللی آریانا ،که خوشبختانه آریانا سال گذشته (1381) بازهم عضویت آیاتا را دوباره کمایی کرد. مطابق آن پروازهای طیارات آریانا به کشورهای جهان آغازگردید که ازجمله می توان شهرهای دهلی ،امرتسر،شارجه ،دوبی ،فرانکفورت ،استانبول ،باکو،مسکووتهران را نام برد وعنقریب به چین ،جده وکویت هم پروازخواهد کرد"[26].

آغاز پروازهای دآریانا افغان هوایی شرکت به باکوپایتخت آذربایجان فصل جدیدی از مناسبات درعرصه ترانسپورتی میان دوکشوراست .شرکت دآریانا افغان هوایی شرکت  این پروازهارا ادامه داده وازگسترش این پروازها اطمینان داده است وبراساس گزارش سالانه کارکاردهای وزارت ترانسپورت ،این وزارت خبرداده است که فعالیت پروازهای دآریانا افغان هوایی شرکت درسکتورهای خارجی ارومچی ،اسلام آباد،باکووسایر کشورها طبق پروگرام واسکیجول مرتبه عملی میگردد.

متقابلا شرکت های هوایی جمهوری آذربایجان درراستای تحکیم مناسبات میان دوکشور افغانستان وآذربایجان قدم های متینی برداشته وطیاره های این کشورپروازخویش را به کابل آغازنمودند .

"تقاضای جانب آذربایجان دررابطه به اجازه پروازهای خط هوایی آذربایجان بین باکووکابل را کما فی السابق هفته سه بار ،موضوع به وزارت ترانسپورت اخبارشد "[27].

پروازهای طیاره های دوکشوروانتقال مسافرین از یک کشوربه کشوردیگر مناسبات دوکشوررا درعرصه اقتصادی گسترش میدهد .اما متاسفانه دراین اواخر بنابه بعضی مشکلات این پرواز ها (باکو-کابل –باکو)صورت نگرفته وقطع شده است ، که دررابطه به قطع پروازها مقامات افغانی وآذربایجانی اظهارات ضد ونقیض داشته اند به این معنی که مقامات افغانی دلیل قطع این پروازهارا مفادکم قلمداد نموده ولی مقامات آذری مشکل اصلی را درعدم تامین امنیت توسط نیروهای امنیتی افغان قلمداد نموده اند .

  درپی قطع پروازهای خطوط هوایی آذربایجان به کابل ،دادمحمد بشار گفت که : "علت اصلی قطع پروازها غیر مفید بودن اقتصادی پروازها می باشد این درحالیست که نمایندگان کمپنی دولتی خطوط هوایی آذربایجان درباره قطع پروازها درمسیر باکو-کابل –باکو اعلام داشتند که علت قطع پروازها ناتوانی مقامات افغان درقسمت تامین امنیت پروازها دراین مسیر میباشد "[28].

به گفته کارشناسان قطع پرواز فقط یک بهانه بوده ومشکل امنیتی باعث قطع پروازها نشده است ،امکان دارد که دراین مسیر پرواز برای شرکت مذکور ازلحاظ اقتصادی مفید تمام نشده باشد به هرحال امیدواریم که قطع پرواز باعث قطع روابط اقتصادی دوکشورنشود .

دررابطه به گسترش مناسبات اقتصادی میان افغانستان وآذربایجان وزارت امورخارجه طی گزارش کارکردسالانه سال 1384خویش چنین نگاشته است :

 معرفی آقای وادیم اسکندروف رئیس تجارتی کمپنی اذل بحیث شخص مسئول وبا صلاحیت کشورآذربایجان ،ملاقات با مسئول مربوطه وزارت امورخارجه ویادآوری مشکلات آن شرکت با مسوولین وزارت ترانسپورت .موضوع به وزارت ترانسپورت جهت رفع مشکلات ایجاد شده وتسهیلات لازم برای شهروندان دوکشور،ارسال گردید .

چنانچه فوقا متذکر شدیم که درسال 2008 م محمد یونس قانونی رئیس ولسی جرگه افغانستان همراه با هیأتی به جمهوری آذربایجان سفر نموده که مورد استقبال گرم رئیس پارلمان آذربایجان اوگتای اسد اف قرار گرفت واواین سفر را اقدام نیک خوانده وعلاقمندی خویش را با گسترش روابط دوکشور درعرصه های گوناگون بیان کرد.

اسد اف گفت که :"روابط آذربایجان وافغانستان طی سالهای اخیر هرچه بیشتر توسعه پیدا کرد ،وی تصریح کرد که اگر میزان تبادلات تجاری بین دوکشوردرسال 2007م بالغ بر 49میلیون دالر بود ،ظرف شش ماه سال جاری (2008م ) این رقم به 70میلیون دالر رسید "[29].

بر اساس گفته های رئیس پارلمان آذربایجان متوجه میشویم که روابط اقتصادی دوکشور درحال توسعه است چنانچه میزان تبادلات درظرف کمتر ازیکسال رشد دوبرابر را نشان میدهد امیدواریم که این مناسبات درهمین سطح باقی نمانده بلکه روزبه روز افزایش یابد .

ج- مناسبات فرهنگی دوکشور:- جمهوری آذربایجان وافغانستان بنا به بعد مسافه  روابط فرهنگی که قابل بررسی ویادآوری باشد تا حالا نداشته است ولی دراین اواخر این دوکشور روابط بسیار محدودی درعرصه فرهنگی با یکدیگر آغازنموده که بسیار اندک میباشد .این دو کشور درزمان حکومت مجاهدین وطالبان هیچگونه روابط فرهنگی با همدیگر نداشته است ولی دراین سالهای اخیر جدیدا گامهایی را دراین عرصه برداشته است که میتوان نقطه آغاز مناسبات فرهنگی دوکشور دانست .

" درسال 1385ش حامد کرزی رئیس جمهورجمهوری اسلامی افغانستان وهیأت همراه بعد از ختم نشست ایکوازبنیاد حیدرعلی اف درشهر باکوبازدید نمودند .بنیاد حیدرعلی اف شامل مجموعه ازموزیم ها وآثاری است که نشاندهنده دست آوردهای علمی وفرهنگی مردم آذربایجان میباشد "[30].

درحاشیه سفری که حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان درباکوداشت ازمراکزفرهنگی این کشوردیدار نمود واین دیدارسرآغازمناسبات فرهنگی میان دوکشورشد .همچنان محمد یونس قانونی درسفری که درسال 2008 م درجمهوری آذربایجان داشت ضمن ملاقات با مقامات بلند پایه دولتی ازچند مرکز فرهنگی این کشور نیز دیدار کرد که خود میتواند بیانگر گسترش مناسبات فرهنگی دوکشور درآینده باشد .

بتاریخ 13 ثور سال جاری ( 1388خورشیدی ) ، بر اساس گزارش صدای افغان (آوا) ، خبرگزاری صدای افغان (آوا) تفاهم نامه ای را با خبرگزاری ترند آذربایجان که مقر آن درشهر باکو آذربایجان است به امضا رساند .

 دوطرف آمادگی خودرا برای تبادل اخبار ،گزارش های خبری ویژه وتصویری وتحلیلها وبه طور کلی همکاریهای تصویری وخبری اعلام کردند .همچنین دوطرف متعهد شدند به همدیگر کمک کنند تا درآینده ، بر اساس ضوابط قانونی ،نمایندگی هایی را درکابل وباکوتأسیس کنند همچنین قرار شد تا هردو خبرگزاری سفارشات خبری ،عکس وتصاویرمورد نیازطرف مقابل را دراسرع وقت تهیه کنند .

امضای تفاهم نامه میان دو موسسه خبر رسانی خود یک گامی دیگری است که درراستای تحکیم روابط فرهنگی میان افغانستان وآذربایجان برداشته شده است وهمچنان دراواخر ماه قوس سال جاری (1388ش) قرار است یک هیأت ورزشی افغانستان درمسابقاتی که درباکو برگزار میشود اشتراک ورزند که این مسئله خود بازهم تقویت بیشتر می بخشد این پروسه را وما امیدوارهستیم که این مناسبات طی سالهای آینده  هرچه بیشتر گسترش یابد .

چنانچه قبلا متذکر شدم که قبل از روی کارآمدن حکومت موقت درافغانستان بنابه نبود ثبات درافغانستان وعدم موجودیت حکومت مشروع نه تنها آذربایجان بلکه تمامی کشورهای جهان به استثنای عربستان سعودی ،امارات متحده عربی وپاکستان با افغانستان روابط فرهنگی نداشتند وبا باز شدن روزنه امید طی سالهای اخیر وکمک ومساعدت جامعه جهانی ،کشورهایکه قبلا روابط فرهنگی با افغانستان داشتند درصدد احیای مجدد روابط فرهنگی خویش با این کشور برآمده وکشورهای که قبلا روابط فرهنگی نداشتند جدیدا فصل جدیدی از مناسبات فرهنگی را با کشورعزیزما گشودند که از آن جمله جمهوری آذربایجان می باشد .

می بینیم که دوکشوربا گذشت هر سال حوزه مناسبات شانرا با یکدیگر وسعت بیشتر داده وانتظار میرود که درسالهای آتی گسترش یابد حالا اهمیت روابط دوکشوررا مختصرا بررسی مینماییم که آیا ازاهمیتی برخورداراست یانه .

 -اهمیت مناسبات افغانستان با جمهوری آذربایجان :- جمهوری آذربایجان دارای موقعیت ژیوپولتیک وژیواکانومیک بوده وازاین رهگذردرطول تاریخ توجه قدرتهای بزرگ جهان را بخود معطوف نموده ومورد تجاوزقدرتهای گوناگون قرار گرفته است،شوروی سابق ازجمله قدرتهای بزرگ جهان بود که کمتر از یک قرن درکنارسایر کشورها ،جمهوری آذربایجان را تحت تصرف داشت واز آن به عنوان تخته خیز به جانب آسیای میانه وافغانستان استفاده نموده وخیال رسیدن به آبهای گرم را درسرمی پروراند وازامکانات طبیعی این کشوربخصوص از ذخایر بزرگ نفت استفاده اعظمی مینمود.

با وجود مشکلات عدیده ای که دامنگیر این کشوربود پس از انکه درسال 1991م اعلام استقلال نمود بدلیل امکانات عمده ای طبیعی که داشت رشد قابل ملاحظه ای درتمام عرصه ها خصوصادرعرصه   اقتصادی ،نموده است.

نظام اقتصادی این کشوردرحال گذارازسیستم سوسیالیستی به سیستم اقتصاد بازارمیباشد وهمچنان دراین اواخر درقوانین خویش اصلاحات جدی را انجام داده است خصوصا درسال 2008م این جمهوری دررده اول قرارگرفت ،بانک جهانی پس از ارزیابی وتحقیقات انجام شده دررابطه به کارکردهاوپیشرفتهای کشورها درعرصه اقتصاد به این نتیجه رسید که بیشتر از هرکشوردیگر جمهوری آذربایجان شایسته مقام نخست میباشد .

جمهوری آذربایجان با همسایه خویش ارمنستان برسرمسئله قره باغ کوهی اختلاف داشته وازآنجایکه روسیه حامی ارمنستان دراین منازعه میباشد ،آذربایجان با کشورهای غربی وبخصوص ایالات متحده امریکا هرروزنزدیک ترشده وتبدیل به دوستان یگدیگر شده اند،وهمچنان این کشور تمایل زیاد  پیوستن به پیمان ناتوواتحادیه اروپارا دارد.

ازجانب دیگر کشورافغانستان نیز دارای موقعیت ژیوپولتیک وژیواکانومیک بوده وحیثیت یک شاهراه را دارد که کشورهای جنوب آسیاوایران را به  آسیای میانه وبالاخره قفقازوصل مینماید.متاسفانه افغانستان از این رهگذربرای مدتهای طولانی همواره قربانی موقعیت خویش شده است وهمانند جمهوری آذربایجان امپراطوران وجهان کشایان دردوره های متعدد تاریخی چشم طمع به آن دوخته وباربار به این کشورحمله نموده اند.

شیرازه اقتصادی افغانستان دراثر جنگهای داخلی وتجاوزبیرونی ها از هم گسست ودراثربی توجهی جهان، تبدیل به لانه تروریزم بین المللی شده بود ،پس از شکست طالبان ،افغانستان درمحراق توجه جهان قرار گرفت وبراساس تصمیم سازمان ملل متحد جامعه جهانی به رهبری امریکا بخاطر نابودی تروریزم وآوردن ثبات درافغانستان آمدند که جمهوری آذربایجان نیز دراین جمع شامل میباشد چون جمهوری آذربایجان درراستای مبارزه با تروریزم خسارات زیادی را متقبل شده است بناء همیشه خواستارنابودی تروریزم ازکره ارض میباشد.

کشوری مثل افغانستان نیاز شدید به کمک کشورهای جهان دارد ،جمهوری آذربایجان ازجمله کشورهای درحال رشد ازنظر اقتصادی میباشد ودرمبارزه با تروریزم نه تنها با افغانستان بلکه کشورهای متحد ودوستان ستراتیژیک مثل ایالات متحده امریکاهمکاری زیادی نموده ومیدان هوایی وسربازان خویش را دراختیار سا زمان ملل متحد وایالات متحده گذاشته است .

داشتن روابط دیپلماتیک برای هردوکشور دارای اهمیت میباشد ، دوکشوربا داشتن مناسبات میتوانند که به سادگی با تروریزم که دشمن مشترک میباشد مبارزه نموده وتروریزم را از خاک شان بیرون کنند .درعرصه فرهنگی نیز مناسبات دارای ارزش خاص خوداست چون دوکشورهمدین ودارای فرهنگ مشترک میباشد با اعزام محصلین افغانی درآذربایجان مشکل عدم داشتن کادرعلمی ومسلکی حل میشود.

بهتر ومهمتر از همه اینکه عصر امروزعصرجهانی شدن وهمگرایی بین المللی میباشد وهمگرایی بین المللی به عنوان یکی ازاصول روابط بین الملل شناخته شده است ،لذا زمانی همگرایی بین المللی وجهانی شدن مصداق عینی میابد که کشورها با یکدیگر مناسبات دیپلماتیک وحسنه داشته وازاختلافات خود داری نمایند .

بصورت کل داشتن روابط با جمهوری آذربایجان برای هردوکشوروبخصوص برای افغانستان اهمیت زیادی دارد زیرا افغانستان تاهنوز نیازبه کمک جامعه جهانی داشته وبدون شک آذربایجان یکی از کشورهای تمویل کننده ودونر دربازسازی افغانستان میباشد وداشتن روابط با این کشوربه نفع افغانستان است .

 - زمینه های توسعه روابط  سیاسی،اقتصادی وفرهنگی افغانستان باآذربایجان :- زمینه های توسعه روابط درعرصه های گوناگون میان افغانستان وجمهوری آذربایجان طی سالهای اخیر فراهم شده است ومقامات بلند پایه دوکشوردراین زمینه سعی وتلاش جدی نموده اند .

ازلحاظ سیاسی چنانچه که قبلا گفتیم هردوکشوردوست ستراتیژیک ومتحد نزدیک ایالات متحده امریکا خصوصا درامر مبارزه با تروریزم بین المللی میباشند وبدین منظورآذربایجان ده ها سربازحافظ صلح خویشرا درقالب نیروهای آیساف به منظورمبارزه باتروریزم وتامین صلح وثبات درافغانستان فرستاده اند ومقامات افغانی نیز با جبین گشاده ازحکومت ومردم آذربایجان تقدیروتشکرنموده وخواهان کمکهای بیشتر شان شده است ومناسبات دوکشوردرعرصه سیاسی ونظامی درحال توسعه بوده ونمایندگی های خویش را درکشورهای همدیگر بازگشایی نموده اند .

افغانستان حیثیت شاهراه را دارد که آسیای میانه را به آسیای جنوبی وصل نموده وهمچنان آذربایجان نیز ازموقعیت خوبی برخوردار است وازجانب دیگر کشوری است نفت خیزودارای ذخایرومنابع سرشارطبیعی که افغانستان راه خوبی برای انتقال گاز این کشوربه جنوب آسیا خواهد بود وهمچنان تجاردوکشورمیتوانند که با انعقاد قرارداد،کالاها وسایرمواد مورد ضرورت خویش را درکشورهای همدیگر وارد وصادرنمایند .

آذربایجان وافغانستان دوکشوری دارای دین وفرهنگ مشترک بوده که ازاین رهگذر میتواند زمینه ای برای توسعه مناسبات فرهنگی دوکشورباشد .افغانستان به منظورارتقای ظرفیت محصلین وکارمندان دولتی را با استفاده از بورسهای تحصیلی به این کشور،با علم وتکنولوژی نوین مجهزنماید وهمچنان سبب تقویت فرهنگ دینی شان شوند .خلاصه درافغانستان وجمهوری آذربایجان درعرصه های گوناگون زمینه های توسعه مناسبات میان دوکشوروجودداردومقامات بلند پایه دوکشورنیز دراین زمینه توجه زیادی نموده اند که سفرهای مقامات بلند رتبه افغان به آذربایجان شاهد این مسئله است .



*بلشویک کلمه روسی است وبه معنی اکثریت می باشد .

[2] :- بهرام ، امیراحمدیان ، جغرافیای قفقاز، تهران ، وزارت امورخارجه ، ص 59.

 [3] :- بهرام ، امیراحمدیان ، جغرافیای قفقاز، تهران ، وزارت امورخارجه ،سال 1376 ، ص 59.

[6] :- www.hamshahrionline.ir.

[7] :- جمهوری آذربایجان،دفترمطالعات سیاسی وبین المللی ،وزارت امورخارجه ایران ، تهران ،سال 1387،ص 150.

[8] :-  جمهوری آذربایجان ،دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی ، ،وزارت امورخارجه ایران ،تهران ،سال 1387 ،ص 155.

[9] :- نسرین نصرت،وضعیت اقتصادی جمهوری آذربایجان ،مجله مطالعات آسیای مرکزی وقفقاز،شماره سوم،سال 1372،ص 87.

[10] :- http;//milliharakat.com.

[12] :- http;//fa.wikipedia.org.

[13] :-  جمهوری آذربایجان ، دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی  ،وزارت امورخارجه ایران ،تهران  ،سال 1387، .ص 65.

[14] :- ،جمهوری آذربایجان ، دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی  ،وزارت امورخارجه ایران ،تهران ،سال 1387،ص 79.

[15] - مرکزمطالعات استراتیژیک وزارت امورخارجه افغانستان ،افغانستان وجهان ،کابل ،مطبعه میوند ،سال 2004م ص 75.

[16] :- http://www.avapress.com.

[17] - سالنامه افغانستان ،دوهمه گنه ،کابل:داطلاعاتواوفرهنگ وزارت ،دآزادی مطبعه ،کب  1382.ص 714.

[18] - سالنامه افغانستان ،دوردوم ،شماره چهارم ،کابل : وزارت اطلاعات وفرهنگ ،مطبعه آزادی،1384.ص 262.

[23] :- http://pe.iran.ru/afghanistan.

[24] -http://dari.irib.ir.

[25] - http;//dari.irib.ir.

[26] - سالنامه افغانستان،دوهمه دوره ،دوهمه کنه ،کابل:داطلاعاتواوفرهنگ وزارت ،دآزادی مطبعه ،کب 1382.ص 658.

[27] - سالنامه افغانستان،دوردوم ،شماره چهارم،کابل:وزارت اطلاعات وفرهنگ ،مطبعه آزادی ، 1384.ص 875.

[30] - سالنامه افغانستان،دوهمه دوره ،پنحمه کنه ،کابل: دفرهنگ اوحوانانووزارت ،دآزادی مطبعه ، 1385.ص 353.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/01/26ساعت 12:4 بعد از ظهر  توسط بسم الله رنجبر عضو مرکز مطالعات منطقوی   |