رویارویی آمریکا وروسیه در آسیای مرکزی
آسیای مرکزی دارای موقعیت استراتیژیک وفوق العاده مهم بوده ودرعین حال منطقه ای است که دارای ذخایر زیاد طبیعی می باشد و در طول تاریخ دستخوش تحولات زیادی بوده است.ویژگی های منحصر به فرد این منطقه باعث شده است که طی سالهای اخیر توجه قدرتهای بزرگ جهان وخاصتا ایالات متحده آمریکا ،روسیه وچین را بخود جلب نموده وهرکدام ا زاین قدرت های بزرگ توجه خودرا در این منطقه متمرکز نموده ودر یک رقابت شدید رویاروی هم قرار گرفته اند که هر کدام سعی دارد که از دیگری پیشی بگیرد.
ایالات متحده ای آمریکا وروسیه که رقیب دیرینه ای همدیگر هستند بیشتر از سایر قدرتهای بزرگ در این منطقه نفوذ داشته ودر یک رقابت تنگاتنگ در برابر همدیگر قرار گرفته اند روی این ملحوظ در نوشته ای حاضر بیشتر روی رقابت این دوقدرت بزرگ در منطقه آسیای مرکزی تمرکز خواهد شد.
پس از فروپاشی شوروی سابق واعلام استقلال جمهوریت های شوروی سابق وخاصتا کشورهای آسیای میانه،راه یافتن ونفوذ در آسیای مرکزی یکی از اهداف واصول سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا را تشکیل داده واین امر پس از سال 2001 میلادی وحضور آمریکا در افغانستان بیشتر از پیش مطرح شده است واز سوی دیگر روسیه که آسیای مرکزی را به مثابه حیات خلوت خویش می پندارد همواره سعی داشته که این منطقه را تحت نفوذ خویش داشته باشد.
از جانبی هم چین که در حال تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ در سطح نظام بین الملل میباشد در این اواخرفعالیت های اقتصادی خویش را در برخی از کشورهای آسیای مرکزی آغاز نموده ودرحقیقت این منطقه تبدیل به میدان رقابت قدرتهای بزرگ شده است.
ایالات متحده آمریکا همزمان با آغازجنگ در افغانستان دراواخرسال 2001م،با تأسیس پایگاههای نظامی در برخی کشورهای آسیای مرکزی از این کشورها استفاده استراتیژیک نموده وبا گذشت زمان خواهان گسترش حضورنظامی وفعالیتهای اقتصادی خویش دراین منطقه می باشد.
تمرکزاین قدرتهای بزرگ جهانی در آسیای مرکزی که فاقد رهبری قوی سیاسی می باشد یک سوال اساسی را برای کارشناسان خلق میکند که این قدرتها چگونه با منافع اعلام شده یکدیگرکنار میایند؟
در اواسط ماه فبروری سال جاری کارشناسان آمریکا،روسیه وچین برای شرکت در کنفرانس بین المللی صلح در شهر واشنگتن اشتراک ورزیدند تا در رابطه به اهداف کشورهای شان در آسیای مرکزی واحتمال برخورد شان با یکدیگر درمورد دستور کارهای متفاوت،بحث وگفتگوکنند.سان ژوانژی مدیر آسیای میانه موسسه مطالعات آسیای میانه واروپای شرقی ویکی از اشتراک کنندگان کنفرانس مذکور گفت:
"هرسه کشور در آسیای مرکزی منافع دراز مدت مشابهی دارند بنابرین تنها نکته ای مورد بحث ومجادله،رقابت های اقتصادی خواهد بود.وی افزود:به نظر من آمریکا،روسیه وچین نه تنها در آسیای مرکزی به صورت دشمن در نخواهند آمد،بلکه نباید به صورت مخالف ویا رقیب یکدیگردرآیند ودرهم،نمی آیند"1.
سان ژوانژی در رابطه به رقابت ورویارویی این سه بازیگر بزرگ جهانی در منطقه آسیای مرکزی دید خوشبینانه ای داشته ومسئله ای اساسی رویارویی این سه بازیگر را مسائل مربوط به اقتصاد میداند اما ژائوهواشنگ استاد پوهنتون فودان در شانگهای چین که یکی ازاشتراک کنندگان دیگر کنفرانس مذکور بود با سان ژوانژی موافق نیست وچنین گفت:
" در حالی که احتمالا چین و روسیه یکدیگر را به چشم منتفع شوندگان منطقه ای نگاه می کنند، ممکنست چین آمریکا را به دیدۀ دشمن ببیند. وی افزود: "چین ثبات در آسیای میانه را، به اصلاحات دمکراتیک یا سیاسی در منطقه ترجیح می دهد. این کشور معتقدست که ثبات، پیش شرط اصلاحات سیاسی می باشد. اما آمریکا اصلاحات سیاسی و دمکراتیک را به ثبات ارجح می داند، و اعتقاد دارد که این گونه اصلاحات تضمین کنندۀ واقعی ثبات می باشد."2
از دیدگاه ژائوهواشنگ مسئله ای که آمریکا وچین را در آسیای مرکزی در مقابل هم قرار میدهد،راهکارهای متفاوتی است که هرکدام برای ایجاد ثبات دراین منطقه ارائه میکنند چنانچه چین معتقد است که قبل ازهمه باید ثبات دراین منطقه تأمین شود سپس اصلاحات آورده شود در نقطه مقابل آمریکا بدین باور است که اصلاحات آن هم از طرق وشیوه های دیمکراتیک خود بستر ساز ثبات در این منطقه خواهد شد.اما به گمان اغلب اختلافات این دوقدرت بزرگ جهانی در این منطقه تنها این مسئله نبوده بل مسائل جدی تری مطرح است که باید روی آن غور وبررسی صورت بگیرد. جیمز اف کولینز" مدیر "برنامۀ آسیا و آسیا-اروپای بنیاد خیریۀ کارنگی" نیز، گفت که :
"مشکل اساسی که آمریکا در هنگام تعامل با آسیای میانه دارد، "دوجانبه گرایی نهایی" این کشور است. چرا که "ما وقت زیادی را صرف گسترش روابط جدید بین آمریکا و تک تک کشورهای (آسیای میانه) کرده ایم. گسترشی که اغلب کاملا توأم با خلاقیت بوده است. اما در بسط دادن هرنوع چهارچوب منطقه ای برای خط مشی خود، چندان خوب عمل نکرده ایم."3
کولینز طرح آمریکا در آسیای میانه راتشریح کرد و گفت که پس از تقسیم اتحاد جماهیر شوروی، دولت آمریکا افراد معدودی را داشت که در منطقه دارای تجربه باشند. بنابراین نخستین کار آمریکا در آسیای میانه، کوشش برای مشمولیت درگیریهای افغانستان و دست اندر کاری در گامهای اساسی برای آشنایی با فرهنگها و جوامع این منطقه بود. مرحلۀ بعدی شامل حمایت از تمامیت ارضی تک تک کشورهای منطقه از طریق دفاع و سرمایه گذاری اقتصادی، می شد. به گفتۀ کولینز در آخرین مرحلۀ دست اندرکاری آمریکا در آسیای میانه (از ١١ سپتامبر ۲۰۰١ به این سو) استراتیژی و خط مشی ما بیشتر به این سو حرکت کرده، که کشورهای آسیای میانه را به عنوان بخشی از منافع دفاعی آمریکا در جنوب آسیا و شرق میانه ببینیم.
به نظروی کلید ثبات در منطقه، یک جلسۀ پرسش و پاسخ است که آسیای میانه را برای نبرد با برخی از مشکلات بزرگ مانند مواد مخدر غیر قانونی و اسلام تندرو که منطقه با آنها دست به گریبان است، گرد هم آورد. کاری که خواست مشترک هر سه کشور می باشد.
با این حال ممکنست حفظ یک آسیای میانۀ امن و با ثبات، برای چین بیش از آمریکا اهمیت داشته باشد. چرا که به گفتۀ ژوآنژی منافع چین در آسیای میانه به همسایگی این کشور مربوط می شود. زیرا هم مرز بودن چین با چندین کشور آسیای میانه به مفهوم این است که این کشور مایلست برای حفظ امنیت در ولایات غربی خود، شاهد منطقه ای امن باشد. چرا که منطقه هنوز در مرحلۀ انتقال است. به گفتۀ وی، چین همچنین در جستجوی افزایش معاملات اقتصادی با کشورهای آسیای میانه می باشد.
تمامی قدرتهای بزرگ در سطح نظام بین الملل وخاصتا ایالات متحده آمریکا وروسیه از ابزارهای گوناگون برای اعمال نفوذ درمنطقه آسیای مرکزی استفاده نموده وبرای تحقق اهداف ومنافع شان در تلاش اند.آمریکا بهرغم پذیرفتن آسیای مرکزی به عنوان حوزه ژئوپلیتیکی روسیه بازهم به دنبال تقویت حضور نظامی و امنیتی خود در این منطقه است.
ایالات متحده آمریکا به مثابه قدرت برتردر سطح نظام بین الملل همواره دولت های منطقه آسیای مرکزی را متهم به نقض حقوق بشرنموده وازاین طریق میخواهد که دایره نفوذ خویش در این منطقه را بیشتر از پیش گسترش دهد اما اگر بصورت دقیق تر به جریانات این منطقه بنگریم می بینیم که ابزارهای اقتصادی ازموثریت بهتروبیشتری برخوردار است که از این نقطه نظر ،روسیه نسبت به آمریکا از موقعیت بهتری برخوردار است.
روابط اقتصادی ازبکستان و روسیه دارای ابعاد مختلفی است، که مهمترین آن، همکاری در بخش انرژی است، زیرا روسیه مهمترین خریدار گاز ازبکستان است و برای استخراج معادن جدید توافقاتی میان مسکو و تاشکند صورت گرفته که دراین صورت هر نوع بیثباتی در ازبکستان، منافع مسکو را نیز به چالش خواهد کشید.به همین دلیل اگر از زاویه تاثیرگذاری ابزارهای اقتصادی و اجتماعی به این موضوع نگریسته شود، در بین شرکای مهم خارجی ازبکستان بویژه کشورهای روسیه، چین و آمریکا، بدون شک روسیه بیشترین ابزار اقتصادی را برای اعمال فشار بر مقامات تاشکند در اختیار دارد.
"ازبکستان نسبت به سایر کشورهای منطقه، بالاترین میزان مهاجران کاری را در روسیه دارد که به نحوی موجب وابستگی شدید اقتصادی تاشکند به مسکو شده و وضع نظام روادید برایاین مهاجرین که تعدادشان بیش از 2 میلیون نفر برآورد میشود، به راحتی میتواند منجر به وقوع مشکلات اجتماعی و اقتصادی شدیدی در ازبکستان شده و زمینه ساز تحولات سیاسی و امنیتی شدیدی دراین کشور شود. ولی ظاهراً در حال حاضر از نظر مقامات مسکو، ضرورت چندانی برای استفاده از این ابزار منحصر به فرد، در جهت اعمال فشار بر مقامات تاشکند برای محدود کردن مناسبات ازبکستان با آمریکا، وجود ندارد."4
ازبکستان بیش از هر کشور دیگر آسیای مرکزی، نه تنها با پدیده افراط گرایی مذهبی، بلکه با اسلام خواهی و اسلامگرایان سنتی و متعادل نیز با شدت و خشونت هر چه تمامتر برخورد و مقابله میکند که با توجه به تحولات قفقاز، این امر نیز نمیتواند مورد پذیرش مقامات روسیه باشد.
رحمت الله عبداللهاف کارشناس مسائل سیاسی منطقه میگویدکه: "در حال حاضر ایجاد بیثباتی در ازبکستان در دستور کار کاخ سفید قرار ندارد، زیرا در حال حاضر ازبکستان یکی از مهمترین دهلیزهای دسترسی نیروهای آمریکا و غرب به افغانستان از مسیرهای شمالی است و هر نوع هرج و مرج سیاسی و امنیتی دراین کشور، آمریکا و ناتو را با مشکلات جدی مواجه خواهد کرد.وی افزود: البته ایجاد جنبش مردمی ازبکستان در 3 ماه پیش در شهر "برلین" آلمان و پناهندگی اکثر مخالفان "کریماف "به غرب، حاکی از آن است که آمریکا و متحدان وی در نظر دارند از چنین موقعیتی به عنوان فرصت مناسبی برای تامین منافع خود استفاده کنند، اما در این مقطع زمانی، حفظ مسیر ترانزیت از قلمرو ازبکستان و امکان استقرار واحدهای نظامی آمریکا در این کشور برای غرب به مراتب مهمتر از حمایت آشکار و جدی از احزاب و سازمانهای مخالف "کریماف" است."5
از آغاز سال 2012میلادی تاکنون اداره خدمات مرزی روسیه، تجهیزات نظامی به ارزش 16 میلیون دالر به کمیته امنیت ملی قرقیزستان تحویل داده است. علاوه بر این، روسیه در سپتامبر سال گذشته یک موافقتنامه همکاری در مورد مسائل مرزی با تاجکستان در شهر دوشنبه به امضا رساند در این قرارداد به منظور "حفظ حضور روسیه در تاجکستان، حضور نمایندگان روسیه در بهبود وضعیت مرزها و تامین امنیت جدی مرزهای این جمهوری، در نظر گرفته شده است.
این در حالی است که با پایان ماموریت نیروهای آمریکا و ناتو در سال 2014 میلادی در افغانستان وظیفه اصلی مبارزه با تروریسم به نیروهای امنیتی افغانستان، واگذار خواهد شد با این حال مسکو و همچنین دیگر کشورهای منطقه خیلی مطمئن نیستند که نیروهای افغانی بتوانند از عهده این کار برآیند.بسیاری از کارشناسان معتقدند پیش بینی اینکه عقب نشینی برنامه ریزی شده نیروهای ایالات متحده و ناتو از افغانستان تا چه حد امنیت منطقهای را پیچیده تر میکند و چه مشکلات جدیدی را در منطقه اضافه میکند، مشکل است.همچنین از نقطه نظر روانی نیز خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان می تواند تاثیر بسیار جدی در وضعیت امنیتی در آسیای مرکزی داشته باشد با این حال در شرایط واقعی ارزیابی میزان پیچیدگی شرایط در منطقه دشوار است.کارشناسان بر این باورند که میزان بزرگی تهدیدات ناشی از آزاد شدن محیط افغانستان برای منطقه آسیای مرکزی در حال حاضر معلوم نیست اما چنانچه اسلامگرایان آسیای مرکزی بخواهند به منطقه بازگردند در آن صورت ساختارهای امنیتی ازبکستان با چالشهای جدی روبرو خواهند شد.
ازمدتی بدین سو واشنگتن به خاطر وخیم شدن مناسباتش با اسلام آباد درجستجوی گزینه بدیل به منظور رساندن بارها به افغانستان می باشد . جمهوری های سابق اتحاد شورو ی- قزاقستان و قرقیزستان و تاجیکستان و ازبکستان ازجمله گزینه های خوبی هستندکه حتی چندی قبل کمیته امور خارجه مجلس سنای آمریکا ، گزارشی در باره ترانزیت بارها به افغانستان از طریق آسیای مرکزی را منتشر کرده است.نا گفته نباید گذاشت دررابطه به این موضوع نه تنها روسیه مخالفت نشان نداده است بلکه ازجمله اولین کشوری بود که موافقت خویش را با آمریکا بیان نمود که به گفته کارشناسان امور این مسئله در حقیقت به روسیه امکان آنرا میسرمیکند که هراز گاهی بالای ایالات متحده آمریکا اعمال فشار بکند.
دانیل کیسلوف رئیس آژانس « فرغانه» در اینباره گفت: "روسیه اولین کشوری بود که موافقت خود با استفاده از اراضی خود هم مسیرهای خشکی و هم هوایی برای حمل ونقل بار به افغانستان و برعکس توسط شرکای آمریکایی وناتو را اعلام کرد. هیچگونه دلیلی برای درگیری وجود ندارد."6
هرچند درظاهر امر برداشت چنین است که ایالات متحده آمریکا وروسیه در این منطقه در یک هماهنگی وهمسویی کامل قرار دارند اما درواقع خیلی معقول ومقبول نیست ودر حقیقت امر هرکدام ازاین دوقدرت بزرگ توان نهایی خویش را به مصرف رسانده تا بتوانند توجه کشورهای منطقه آسیای مرکزی را بخود جلب نمایند.روی این ملحوظ است که هردوکشور در یک رقابت قرار گرفته اند.
آسیای میانه نقش خطیری در تامین امنیت انرژی جهان بازی میکند. این منطقه دارای منابع عظیم نفت و گاز است و میادین نفتی و گازی خود را در اختیار شرکتهای بینالمللی قرار داده است.
"هدف اصلی قزاقستان پیدا کردن راهیبرای استحصال حدود ۱.۵ میلیون بشکه (تقریبا معادل ۲۱۰ هزار تن) نفت از میدان نفتی قاشاغان و عرضه آن به بازار در سالهای ۲۰۱۲ – ۲۰۱۳ و زمانی است که این حوزه نفتی آماده بهرهبرداری میشود.این مقدار معادل حدود ۳ درصد کل حجم معاملات نفتی در جهان خواهد بود و قسمت اعظم آن به غرب صادر خواهد شد .این عمل از طریق خط لوله CPC به بندر روسی نووراسیک در دریای سیاه و یا با گذر از دریای خزر و با استفاده از خط لوله BTC (باکو- تفلیس – جیهان) تا بندر جیهان ترکیه (واقع در آبهای آزاد دریای مدیترانه)، صورت خواهد گرفت."7
هم اکنون قسمتی از نفت خام قزاقستان به چین صادر می شود اما حتی زمانی که خط لوله چین بتواند به حداکثر ظرفیتش با حدود ۴۰۰ هزار بشکه در روز در سه یا چهار سال آینده برسد، مقدار این صادرات تنها نزدیک به یک سوم مقدار صادرات به غرب خواهد بود.
ترکمنستان جایی است که چین در آن گامهای بلندی برداشته است. تنها در دوسال و نیم گذشته، شرکت ملی نفت چین ( CNPC) حدود ۲۲۰۰ کیلومتر خط لوله انتقال گاز در آسیای مرکزی احداث کرده است. این خط لوله از “بختیارلیگ” در شمال ترکمنستان شروع شده، از ازبکستان و قزاقستان عبور کرده و به سینکیانگ چین ختم میشود. انحصار بهرهبرداری از حوزه گازی بختیارلیگ در اختیار چین است.
در حال حاضر تنها مقدار کمی گاز در این خط لوله جریان دارد اما تا سال ۲۰۱۴، اگر تولید به خوبی صورت بگیرد، این خط لوله حدود ۴۰ میلیارد مترمکعب گازرا دریک سال منتقل خواهد کرد.
تنها ۲۰ سال پیش، روسیه و کشورهای سرشار از منابع انرژی آسیای مرکزی و جنوب قفقاز نظیر قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان، همه زیر لوای اتحاد جماهیرشوروی، متحد و یکپارچه بودند. در آن هنگام مسکو دسترسی نامحدودی به ذخایر نفت و گاز آنها داشت.
اما اکنون کشورهای آسیای مرکزی دریافتهاند که به عنوان کشورهای مستقل، یکی از بزرگترین نقاط قدرت استراتژیک آنها به رقابت کشاندن قدرتهای جهانی بزرگی است که در تلاش برای خریدن منابع گرانبهای انرژی آنها هستند.
به همین دلیل، مسکو اکنون خود را در میدان رقابتی نفسگیر با سایر بازیگران این عرصه مییابد؛ بازیگرانی چون چین، ایالات متحده و اتحادیه اروپا.
میخاییل کروتیکین، سردبیر مجله هفتگی “انرژی روسیه” میگوید: "جایگاه کلی روسیه در آسیای مرکزی در حال افول است. این کشور در حال عقبنشینی است و چینیها برای بدست آوردن فرصتهای بزرگ خیز برمیدارند."8
با در نظرداشت مطالب فوق می توان یادآور شد که در کنار ایالات متحده آمریکا وروسیه ،چین نیزدر این حوزه وارد رقابت شده وخواهان ایفای نقش برجسته دراین منطقه می باشداینکه در عرصه ای انرژی کدام یکی منفعت بیشتری را کسب خواهد کرد،گذشت زمان و در عین حال تعقیب رویکردهای قدرتهای بزرگ وهمچنان کشورهای آسیای مرکزی نشان خواهد داد .
در روزهای اخیر شماری از مقامات آمریکایی و روسی از آسیای میانه دیدار کردهاند. موفقیت روسیه در کسب امتیاز احداث خط لولهی نفت از ازبکستان و ترکمنستان، برگ برنده این کشور در رقابت با غرب ارزیابی میشود.
کارشناسان مسائل سیاسی فعال شدن دیپلماسی روسی و آمریکائی در منطقه را رقابت آشکار غرب و روسیه برای بدست آوردن انحصار صدور نفت و گاز این منطقه ارزیابی کرده اند.
جورج کرول، نماینده ویژه ایالات متحده آمریکا برای آسیای مرکزی در دیدار ۵ روزه از ترکمنستان با قربان قلی بردی محمداف رئیس جمهور این کشور مذاکره کرد. وی در مصاحبه با رسانه های ترکمنستان گفته است که دولت آمریکا به ترکمنستان توجه ویژه ای دارد.
"براساس آمارهای رسمی ارائه شده ازسوی دولت آمریکا،این کشور تا کنون بیش از 474نفر از افسران نظامی وامنیتی ترکمنستان را آموزش داده و17 ملیون دالر کمک نیز در اختیار این کشور برای تجهیز ونوسازی قرارگاه های نظامی،امنیتی ومرزبانی قرار داده است. "9
می بینیم که امریکا در کنار مسائل اقتصادی در بخش مسائل امنیتی نیز کمکهای زیادی با کشور های آسیای مرکزی نموده که درحقیقت با این کار خویش حلقه محاصره روسیه را تنگ تر نموده وخود دایره نفوذ خویش را دراین منطقه گسترش میدهد.
میشائل لاوبش رئیس بنیاد مدافع آزادی و حقوق شهروندی در آسیای میانه گفت که نیروهای آمریکائی در پایگاه هوائی مرو ترکمنستان مستقر هستند. لاوبش در مصاحبه با دویچه وله در این خصوص گفت: “ما شواهدی در دست داریم که نشان می دهد نیروهای آمریکائی از پایگاه هوائی مرو استفاده میکنند. لاوبش اضافه می کند که کشورهای صاحب انرژی ترکمنستان و ازبکستان برای استقلال خود مجبورند به غرب و ناتو نزدیک شوند: “بویژه کشورهای کوچک آسیای مرکزی باید همکاری های نظامی خود را با غرب توسعه دهند.
همزمان با فعال شدن دیپلماسی آمریکا در منطقه ، ولادیمیر پوتین، نخست وزیر روسیه نیز به ازبکستان سفر کرد. روسیه کشورهای آسیای مرکزی را جزو محدوده منافع سنتی و استراتژیک خود به حساب می آورد.
تاکنون بیش از 300شرکت مشترک با سرمایه روسیه در ازبکستان و450شرکت مشترک با سرمایه ازبکستان در روسیه تأسیسی شده است. روابط تجاری دو کشور در سال حدود 5 میلیارد دالر ارزیابی می شود. روسیه قراردادهای نظامی نیز با ازبکستان از جمله قرارداد برگزاری تمرین مشترک نظامی را امضا کرده است.
ولادیمیر پوتین در ازبکستان موفق شد نظر مساعد اسلام کریم اف، رئیس جمهور این کشور را در تاسیس خط لوله جدید گاز بدست آورد. ترکمنستان و ازبکستان قرار است پس از احداث خط لوله جدید، صادرات گاز خود را به روسیه دو برابر افزایش دهند. تحلیلگران می گویند احداث این خط لوله به روسیه اجازه خواهد داد انحصار خود را بر صدور گاز آسیای مرکزی به اروپا حفظ کند و مواضع خود را در منطقه و هم در مقابل غرب تقویت دهد.
کارشناسان مسائل سیاسی می گویند، رقابت های اقتصادی و نظامی روسیه و آمریکا در منطقه آسیای مرکزی و مداخله روسیه در گرجستان سبب شده است که کشورهای آسیای مرکزی در قبال روسیه سیاست محتاطانه ای را در پیش گیرند. جمهوری های آسیای مرکزی از دخالت روسیه در امور کشورشان بیم دارند، ولی این کشورها سعی می کنند سیاست مستقلی را نیز در قبال آمریکا اتخاذ کنند.
به اعتقاد اغلب صاحبنظران در مقطع کنونی، خروج امریکا از افغانستان، در اصل جابجایی نظامیان این کشور در منطقه میباشد و امریکا با خروج از افغانستان، موقعیت خود را در منطقة آسیای مرکزی توسعه خواهد بخشید، زیرا با همة کشورها برنامههای را در جهت مبارزه با تروریسم و افراطگرایی تهیه و تصویب کرده، موفق به تأسیس پایگاههای نظامی خود نیز شده است. در قیاس با خروج شوروی از افغانستان که باعث تنها ماندن مسکو در عرصة بینالملل شد، امروز امریکا تنها نیست و متحدانش در شرق و غرب هنوز با برنامه و سیاستهای آن همسو هستند.
از جانبی هم روسیه هرچند هنوز هم از لحاظ اقتصادی در آسیای مرکزی از موقعیت خوبی برخوردار است وبا اعمال فشار بالای این کشورهای می تواند که جلو نفوذ آمریکا را تا حدودی بگیرد اما از نقطه نظر نظامی وسیاسی هر روز در منطقه منزوی تر شده وحلقه محاصره روسیه توسط آمریکا تنگ تر شده میرود .اینکه در آینده کدام یکی برنده وکدام یکی بازنده خواهد شد ویا اینکه هردو موازیانه پیش خواهند رفت،گذشت زمان نشان خواهد داد.
1-http://esalat.org.
2-http://esalat.org.
3-http://esalat.org.
5-http://iransharghi.com.
6- http://persian.ruvr.ru/2011/12/26/62924259.html.
7- http://www.iranamerica.com/forum/showthread.php?t=18179.
8-http://www.iranamerica.com/forum/showthread.php?t=18179.
9- http://news08.hasanagha.org/?p=5164.