راههای بدیل بندر کراچی برای افغانستان
افغانستان دارای موقعیت ژئوپولیتیک ،ژئو اکونومیک و ژئواستراتیژیک بوده و یگانه پلی ارتباطی میان شرق و غرب و جنوب و شمال کشورهای واقع در قاره آسیاست. کشورهای آسیایی مرکزی به منظور دسترسی به ترانزیت در آب های آزاد جنوب باید از پل افغانستان عبور کند. درعین حال این کشور ها برای دسترسی به کشورهای جنوب و جنوب شرق آسیا به جز افغانستان دیگر راه ترانزیت ندارند مگر اینکه ازمسیر دور و دشوار انحرافی عبور کنند.
راههای ترانزیت افغانستان به بازارهای آسیای مرکزی،کشورهای قفقاز،ایران و یک بخشی از شرق میانه نزدیک ترین وکم هزینه ترین راه برای کشور چین است،در صورتی که افغانستان از این خطوط ترانزیتی خویش،استفاده اعظمی را بتواند. بنابه توسعه نیافتگی و عدم تأمین امنیت راههای ترانزیتی افغانستان،کشور چین مجبورا سراپای پاکستان را طی نموده تا به بندر گوادر در جنوب پاکستان برسد واز آنجا از طریق بندر چابهار و بندر عباس ایران،مال التجاره خود را به کشورهای آسیای مرکزی،قفقاز،ایران و شرق میانه میرساند.
پاکستانی ها با زیرکی و با درنظرداشت منافع ملی شان این خط ارتباطی شرق و غرب را از مسیر افغانستان مسدود وافغانستان را از درآمد ترانزیتی آن محروم ساخته است. پاکستان بزرگراه ترانزیتی قراقروم را ازمرز چین تا جنوب پاکستان در بندر گوادر، احداث کرده است تا چین و شرق آسیا را از خط ترانزیتی افغانستان به سوی غرب آسیا منصرف کند.
باوجود همه چالشهای موجود، هنوزهم یکی از روزنه های امید به آینده روشن وتوسعه پایداربرای افغانستان،استفاده مؤثر ومعقول از موقعیت استراتیژیک این کشور به عنوان شاهراه ترانزیتی بین آسیای مرکزی،جنوبی وجنوب شرق آسیا است.اما از آنجایی که افغانستان یک کشور محاط به خشکه است و به بحر راه ندارد،همواره در زمینه ترانزیت و انتقال مال التجاره مورد نیاز خویش،دچار مشکلات عدیده بوده و هرازگاهی همسایگان افغانستان،بالای این کشور اعمال فشار نموده و مردم افغانستان را دچار مشکلات وچالشهای عدیده ای نموده اند. از جمله ممانعت از ورود مواد نفتی(تیل) به افغانستان توسط ایران و یاهم ممانعت از ورود چهارونیم میلیون جلد کتب درسی مربوط به وزارت معارف ،به افغانستان توسط پاکستان از فشارهایی بوده که همسایه های افغانستان بالای دولت و مردم افغانستان وارد نموده است که بیشترین اعمال فشار از این ناحیه از سوی پاکستان بالای افغانستان صورت گرفته است.
در این مقاله بیشتر روی راههای بدیل بندر کراچی و اهمیت آنها تمرکز صورت میگیرد.
بندر چابهار برای افغانستان چه اهمیت دارد؟ آیا استفاده از این بندر می تواند از اعمال فشار پاکستان بالای افغانستان بکاهد؟ آیا جمهوری اسلامی ایران روی تعهداتی که به دولت اسلامی افغانستان در زمینه استفاده از بندر چابهارنموده ،پابند خواهد بود؟
ایجاد خط آهنی که کشورهای ترکمنستان،افغانستان و تاجیکستان را باهم وصل می نماید،میتواند افغانستان را از وابستگی ترانزیتی به پاکستان و ایران نجات دهد؟ آیا ایجاد این خط بالای مناسبات افغانستان با کشورهای ایران و پاکستان تأثیرات مثبت و یا منفی خواهد داشت؟ و اینکه ایجاد خط آهن مذکور چه تأثیراتی را بالای مناسبات تاجیکستان و ازبکستان خواهد داشت؟
راه ترانزیتی واخان بدخشان و اتصال افغانستان از این طریق به چین از چه اهمیتی برای افغانستان برخوردار است و چه نقشی را می تواند در اقتصاد افغانستان بازی کند؟
بندر چابهار :- چاه بهار ویا چهار بهار یکی از شهرهای جنوب شرقی ولایت سیستان و بلوچستان ایران است که تنها بندر اقیانوسی این کشور می باشد که در گوشه ای دریای عمان و اقیانوس هند موقعیت دارد.لنگرگاه بندر چاه بهار قابلیت پهلو گیری کشتی های اقیانوس پیما را دارا بوده و از مناطق آزاد تجارتی ایران است.
چاه بهار به دلیل موقعیت استراتیژیکی ،که نزدیک ترین راه دسترسی کشورهای محصور در خشکی آسیای میانه (افغانستان،ترکمنستان،ازبکستان،تاجیکستان،قرقیزستان و قزاقستان) به آبهای آزاد است و از اهمیت فوق العاده زیادی برخوردار است و سازندگی وسرمایه گذاری فراوانی در آن صورت می گیرد؛ ازجمله ساخت اسکله و افزایش گنجایش بارگیری کشتی های اقیانوس پیما و ساخت راه آهن به سوی آسیای میانه و احداث میدان هوایی.این بندر یکی از مهمترین چهار راه های کریدور شمال –جنوب تجارتی جهانی است.) http://fa.wikipedia.org/wiki
چابهار از جاذبه های زیاد تاریخی و طبیعی نیز برخور دار است و آب وهوای این شهر و محیط اطراف آن همیشه بهاری و دارای آب و هوای معتدل می باشد از همین رو نیز آنرا چابهار(چهاربهار) می نامند.
دولت های افغانستان و پاکستان در سال 1965 قراردادی را در زمینه ترانزیت با هم به امضاء رسانیدند و برمبنای قرارداد مذکور دولت پاکستان متعهد شده بود که حتی در شرایط جنگ میان دو کشور،راه ترانزیتی افغانستان از طریق خاک پاکستان مسدود نخواهد شد.به عباره ای دیگر پاکستان توافق نمود که حتی در بد ترین شرایط ممکن هم راه ترانزیتی با افغانستان را باز بگذارد.
http://bostnews.com/details_dr.php
هرچند دولت پاکستان در دوران جنگ سرد اصول مندرج در قرار داد ترانزیتی میان دو کشور را رعایت نمود و اگر بعضا مشکلاتی هم در این زمینه رونما میگردید با وساطت شاه ایران مشکل بمیان آمده میان دو کشور حل میگردید از جمله مشکلی که در سال 1975 میان افغانستان و پاکستان رو نماشد با وساطت شاه سابق ایران حل شد و با سفررئیس جمهور وقت افغانستان سردارمحمد داوود درسال 1976،مناسبات دوکشور شکل عادی را بخود گرفت.
اما پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، پاکستان همواره قرارداد ترانزیتی میان دو کشور را نقض ومطابق میل خود با افغانستان برخورد نموده است ودر عین زمان،از محاط به خشکه بودن افغانستان استفاده ابزاری نموده و هر ازگاهی بالای افغانستان اعمال فشار نموده است.
با درنظرداشت موارد فوق الذکر بندر چابهار برای افغانستان از اهمیت فوق العاده زیادی برخوردار است و اهمیت بندر چابهار توجه کشورهای افغانستان و هندوستان را بخود جلب نموده و دو کشور به منظورکاهش فشار پاکستان،در جستجوی راه دیگری برآمدند.بندر چابهار که در دهانه ای اقیانوس هند در دریای عمان موقعیت دارد و ازآنجایی که از نزدیک ترین راه بحری برای کشورهای محاط به خشکه از جمله افغانستان و اکثرجمهوریهای آسیای مرکزی می باشد،این بندر میتواند جاگزین خوبی برای بندر کراچی باشد.
نشست معاونین وزارت های خارجۀ ایران، افغانستان و هندوستان در تهران، خبری خوشایند برای هر سه کشور است. در این نشست روی همکاری های تجارتی میان این سه کشور از طریق بندر چابهار در ایران توافق صورت گرفت. هرچند توافقات میان سه کشور در این زمینه بیشتر از جنبه های اقتصادی مورد توجه قرار گرفته، اما با توجه به اینکه واردات و صادرات افغانستان از طریق چابهار، می تواند تأثیراتی فراتر از ابعاد صرفا اقتصادی داشته باشد. اگر حجم تجارت افغانستان از این طریق گسترش یابد، می تواند از اتکای افغانستان به پاکستان بکاهد و به این ترتیب از تأثیر گذاری پاکستان بر اقتصاد افغانستان در حد مطلوبی کاهش به عمل آید. http://bostnews.com/details_dr.php
از آنجای که هندوستان به مواد خام افغانستان و آسیای مرکزی چشم دوخته و به آن ضرورت دارد،بناء برای انتقال مواد خام و همچنین برای رسیدن به بازار این کشورها،نیازمند راه کوتاه و کم هزینه ای است که از خطرکمتری برخوردارباشد.بندر چابهار در این زمینه می تواند نقش مهمی را ایفاء نماید.
هرچند چابهار یک بندر تجارتی است و کشورهای هندوستان و افغانستان تنها به همین منظور از آن استفاده خواهند کرد،اما بدلیل موقعیت این بندر در جوار ایالت بلوچستان پاکستان،تحرکات اقتصادی هند در این بندر سبب نگرانی پاکستان خواهد شد.طوری که پاکستان از حضور انجنیران هندی درافغانستان در پروژه های که نزدیک به مرز پاکستان است،چندین بار ابراز نگرانی کرده و حتی عکس العملهای جدی از خود نشان داده اند. از جانبی هم پاکستان نگران کاهش اهمیت بندر کراچی در صورت سرمایه گذاری هند در چابهار هستند.اما وضعیت نا بسامان و بی ثباتی در پاکستان موجب می شود که کشورهای دیگر ازجمله هندوستان برای دسترسی به بازارهای آسیای میانه و مواد خام آنها به راههای کم هزینه،بدون خطر و کوتاه دیگر توجه نمایند.که بندر چابهار بهترین گزینه بوده و برای افغانستان می تواند امکاناتی را فراهم کند که فشارهای سیاسی پاکستان را کاهش دهد.
با وجودی که بندر چابهار یکی از گزینه های بدیل بندر کراچی برای افغانستان است و دارای اهمیت زیادی برای افغانستان می باشد واستفاده ازاین راه از میزان قابل ملاحظه ای فشار پاکستان بالای افغانستان می کاهد،با آن هم دولت افغانستان گزینه های دیگری را نیز باید جستجو نموده و تنها به بندر چابهار اکتفا نکند زیرا دولت جمهوری اسلامی ایران طی سالهای گذشته ثابت نموده است که به تعهدات خود در قبال افغانستان پابند نبوده و هر از گاهی از دیپلماسی فشار کار میگیرد ومانع ورود مال التجاره تجار افغانستان وخاصتا مواد نفتی می شود.به منظور نجات از وابستگی مطلق به کشورهای ایران و پاکستان،دولت افغانستان باید در جستجوی راههای ترانزیتی بدیل دیگر باشد.اینکه دولت ایران در آینده ها همانند گذشته بالای افغانستان از دیپلماسی فشار کار خواهد گرفت ویا نه ؟ گذشت زمان ثابت خواهد کرد.
راه ترانزیتی شمال :- از آنجایی که افغانستان کشوری محاط به خشکه و فاقد راههای ترانزیتی بحری می باشد،از این رو سیستم حمل و نقل در این کشور متکی به راههای جاده ای است و آن هم با وضعیت نه چندان مطلوب و در عین حال پایانه های راههای مذکور در کشورهای همسایه از جمله پاکستان و ایران ، هراز گاهی مشکلات عدیده ای را دامنگیر مردم و دولت افغانستان نموده است .از این رو دولت افغانستان باید به راههای ترانزیتی که ازطریق کشورهای ایران و پاکستان، افغانستان را به بحر متصل میسازد،بسنده نکرده و در جستجوی راههای بدیل دیگری نیزباشد. از همین رو دولت افغانستان با درک این مسئله در تلاش جستجوی راههای ترانزیتی از طریق کشورهای آسیای مرکزی(راههای ترانزیتی شمال) است تا از میزان وابستگی افغانستان به پاکستان و ایران بکاهد و در صورت تحقق چنین امری،دولت و تجار افغانستان در تعاملات تجارتی خویش از دست بازتری برخور دار خواهند بود.
یکی از راههای که می تواند افغانستان را از طریق کشورهای آسیای مرکزی به اروپا وصل نموده و میزان قابل ملاحظه ای از مشکلات ترانزیتی افغانستان را حل کند،خط آهن (ترکمنستان ،افغانستان و تاجیکستان) است که در روز اول سال جاری خورشیدی روئسای جمهور سه کشور در ترکمنستان روی چگونگی ایجاد این خط آهن به توافق رسیدند و تفاهمنامه ای را نیز در این زمینه به امضاء رسانیدند.
از زمانی که راههای دریایی در قرن نوزدهم میلادی در رشد وتوسعه تجارت از اهمیت زیادی برخوردار شد،از میزان اهمیت راههای زمینی کاسته شد و پس از آن هر باری که هند بریتانیایی ویا روسیه تزاری خواستند شبکه راه آهن را در افغانستان تمدید بکنند یا حکومت افغانستان مانع آن شده و یا هم یکی از آن دو قدرت با یکدیگر مخالفت ورزیدند . که از جمله می توان از اقدام روسیه در سال 1885م که می خواست راه آهنی از روسیه به سرخس ایران،هرات و سپس قندهار بسازد اما با مخالفت شدید هند بریتانیایی مواجه شد و آنرا در تضاد با منافع خودش در منطقه میدانست،نام برد.
همینطور وقتی انگلیسها در سال 1928 می خواستند تا شبکه راه آهن پشاور را تا جلال آباد،کابل و قندهار تمدید کنند، با مخالفت حکومت وقت افغانستان مواجه شده و آنرا یک هدف استعماری دانسته و در نتیجه پلان مذکور نیز تحقق عینی نیافت و تا حال افغانستان بدون شبکه راه آهن است و این مسئله از نقطه نظر ترانزیتی یک چالش بزرگی فرا راه رشد و توسعه اقتصاد افغانستان محسوب می شود.
تفاهمنامه ای که میان ترکمنستان،افغانستان و تاجیکستان در روز نوروز در ترکمنستان به امضاء رسید به تاریخ پنجم جون سال 2012 م تحقق عینی یافت و کار عملی آن توسط روئسای جمهور هر سه کشور در آتامیرات ترکمنستان افتتاح شد.
این خط اتصالاتی راه آهن، از آتامیرات و امام نظر ترکمنستان شروع شده و با گذر از بندر آقینه، شهرهای اندخوی ـ شبرغان ـ مزار شریف ـ خلم ـ کندز و شیرخان بندر افغانستان به شبکه خطوط آهن تاجیکستان وصل خواهد شد.طول مجموعی این مسیر بیش از ۵۹۰ کیلومتر خواهد بود که در حدود ۴۰۰ کیلومتر آن از خاک افغانستان عبور میکند. http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan
ایجاد خط آهن مذکور نه تنها برای افغانستان بلکه برای هر سه کشور از اهمیت زیادی برخوردار است و وصل شدن افغانستان به کشورهای آسیای میانه ،چین،آذربایجان،ترکیه و سپس کشورهای اروپایی از نتایج مهم این خط آهن می باشد.گفته می شود که ایجاد خط آهن مذکور سالانه صد میلیون دالر حق الترانزیت برای افغانستان به ارمغان خواهد داشت که بدون شک به منظور فقر زدای در افغانستان گام مهم و مثمر ثمری خواهد بود. در عین حال این خط آهن از فشارهای پاکستان و ایران بالای افغانستان به میزان قابل ملاحظه ای می کاهد.
وصل شدن افغانستان به شبکه راه آهن کشورهای آسیای مرکزی سرآغاز فصل جدیدی از مناسبات درعرصه های سیاسی و اقتصادی میان افغانستان و کشورهای همسایه ،خاصتا ایران و پاکستان خواهد شد زیرا این دو کشور به بازار افغانستان و حق الترانزیتی که افغانستان در عوض عبور مال التجاره اش به آنها می پردازند نیاز جدی داشته و اگر راه سومی وجود داشته باشد هیچگاهی بالای افغانستان اعمال فشار نخواهند کرد. از این رو می توان گفت که اهمیت این خط آهن برای افغانستان فوق العاده زیاد است.
همچنان می توان از طریق اتصال به راه آهن تاجیکستان، افغانستان را به بنادر مهم چین وصل کرد و ازاین طریق مسیر چهارم ترانزیتی برای افغانستان را نیز فراهم نمود. ودرنتیجه مسیر تاریخی ابریشم یک بار دیگر احیا شده و افغانستان به مثابه شاهراه ترانزیتی منطقه ای و فرامنطقه ای عمل خواهد کرد که این خود به ثبات و توسعه افغانستان کمک بزرگی خواهد کرد.
از جانبی هم این خط برای ترکمنستان و تاجیکستان از اهمیت زیادی برخوردار بوده و از فشار ازبکستان براین کشورها می کاهد.درحال حاضر ترکمنستان و تاجیکستان بنا به مشکلاتی که با ازبکستان دارند مجبور هستند کالای تجاری خویش را از طریق راه آهن روسیه انتقال دهند که یک راه زمان گیر و در عین حال پرهزینه است و ایجاد این خط آهن راه بدیل خوبی برای ترکمنستان و تاجیکستان است و یک راه کوتاه وکم هزینه نسبت به راه آهن روسیه می باشد.
ایجاد خط آهن مذکور در کنار اهمیتی که برای افغانستان،ترکمنستان و تاجیکستان دارد،از آنجایی که با احداث این خط از میزان وابستگی تاجیکستان به راههای ترانزیتی ازبکستان،کاسته می شود و تاجیکستان را از بن بست ارتباطی رهایی می بخشد،نگرانی ازبکستان را در پی دارد.
صیم الدین دوست اف مسئول خبر گذاری تاج نیوز و هفته نامه نگاه در تاجیکستان،در رابطه به نگرانی ازبکستان در زمینه ایجاد خط آهن میان سه کشور و همچنین فشارهای که از طرف ازبکستان هرازگاهی بالای تاجیکستان اعمال میشود،چنین ابراز نظرمی کند:
"از سال 2009 م تا سال جاری(2013) ازبکستان هزینه راه آهن را برای تاجیکستان حد اقل 250 درصد افزایش داده و علاوه بر این در وزارت مالیه این کشور حساب ویژه ای برای جمع آوری مبالغ افزایش یافته تعرفه های راه آهن باز شده که در یک ونیم سال اخیر، بیش از800 هشت صد میلیون دالر را شامل شده که از حساب شرکت های تاجیکی جمع آوری شده است" http://www.farsnews.com/newstext.php
از این رو می توان گفت که ایجاد خط آهن (ترکمنستان،افغانستان ،تاجیکستان) بالای مناسبات ازبکستان و تاجیکستان وحتی مناسبات قیرغیزستان و ازبکستان تأثیرگذار بوده و از وابستگی تاجیکستان و قیرغیزستان به ازبکستان می کاهد و بدون شک آینده ای مناسبات این کشورها متفاوت از گذشته خواهد بود و ازبکستان دیگر نقش تعیین کننده نداشته و یگانه تصمیم گیرنده نخواهد بود.اینکه آیا ازبکستان مانع ایجاد این خط خواهد شد یانه؟ گذشت زمان ثابت خواهد کرد.
راه ترانزیتی واخان :- اتصال افغانستان از طریق راه ترانزیتی واخان ولایت بدخشان،یکی از گزینه های دیگری است که دولت افغانستان در اختیار دارد و می تواند از آن به مثابه راه بدیل بندر کراچی استفاده نماید.اعمار راه واخان و وصل شدن افغانستان به چین دروازه ای جدیدی است که بسوی افغانستان گشوده میشود و سبب رشد اقتصاد افغانستان خواهد شد.ازاین نقطه نظر برای دولت و مردم افغانستان از اهمیت فوق العاده زیادی برخوردار است.
مسئولان اتاق تجارت و صنایع افغانستان می گویند: با اعمار راه واخان چین دروازه جدیدی برای واردات و صادرات افغانستان باز میگردد و افغانستان مالک یک راه مهم تجارتی کوتاه تر و ارزان تر می شود.چین دارای اقتصاد قوی در سطح جهان است،وصل شدن افغانستان از طریق راه ترانزیتی برای انکشاف اقتصادی این کشور مفید واقع می شود.آنان میگویند: داشتن راه ترانزیتی با کشور چین افغانستان را از مشکلات ترانزیتی با پاکستان و ایران مصئون خواهد ساخت.چین نخستین کشوری است که در بخش معادن افغانستان سرمایه گذاری کرده است و قرار است سرمایه گذاران این کشور بالای دو یا سه معدن دیگر نیز سرمایه گذاری کنند. http://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=50647
نتیجه گیری :- افغانستان طی سالهای گذشته به دلیل وابستگی ترانزیتی به پاکستان مشکلات زیادی را تجربه نموده وفشارهای عدیده ای را ازناحیه پاکستان متحمل شده است بگونه ای که در شرایط دشوار پاکستان مانع ورود مال التجاره ای تجار افغانی به افغانستان شده و از این ناحیه میلیون ها دالر به تجار افغانستان خساره وارد نموده و از راههای ترانزیتی خود به مثابه اهرم فشار علیه دولت افغانستان استفاده نموده است. از این رو راههای ترانزیتی بندر چابهار،احداث راه ترانزیتی شمال افغانستان و واخان بدخشان،می توانند بدیل خوبی برای افغانستان باشد و دولت افغانستان می تواند با استفاده از این راهها ضروریات خودرا تأمین و ازمیزان فشار پاکستان و گاهی ایران در آینده ها بکاهد.
باز شدن راههای ترانزیتی فوق الذکر بسوی افغانستان نه تنها از میزان فشار پاکستان و گاهی هم ایران بالای افغانستان می کاهد بلکه در اختیار داشتن چندین راه ترانزیتی،می تواند زمینه ای خوبی را برای پویایی اقتصادی افغانستان و رشد سرمایه گذاری در کشور فراهم سازد. اینکه در عمل دولت و مردم افغانستان تا چه حدی می توانند از این گزینه ها برای تأمین هرچه بیشتر و بهتر منافع ملی استفاده درست نمایند،گذشت زمان ثابت خواهد کرد.